یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ

  • خانه
  • 1
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 34

لقمه ی نور

ارسال شده در 8ام آذر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه

خداوند به جبرئیل گفت:
«سفره‌ای پهن کن و بر آن کلمه نور و عشق و هدایت بگذار» 
و گفت: «هرکس بر سر این سفره بنشیند،
سیر خواهد شد»

سفره‌ی خدا گسترده شد،
از این سر جهان، تا آن سوی هستی؛
آدم‌ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند. 

اما گاهی کسی بر سر این سفره نشست
و لقمه‌ای نور برداشت و جهان از همان لقمه روشن شد.
و کسی تکه‌ای عشق برداشت و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت. 

و کسی جرعه‌ای از هدایت نوشید،
و هر که او را دید چنان سرمست شد،
که تـا انتهــای بهشـــت دوید

منبع: کتاب پیامبری از کنار خانهما رد شد 

عرفان نظر آهاری پیامبر رحمت پیامبر نور کتاب پیامبری از کنار خانه‌ی ما رد شد
نظر دهید »

تجزیه ترکیب دعای کمیل

ارسال شده در 3ام آذر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ :
«اللّهمَّ»در اصل «یا اللّه» بوده - اللّه منادا - میم مشدد جانشین حرف ندا
«إنّ»حرف مشبهة بالفعل - «ی» ضمیر متکلم اسم إنّ
«أسئَلُ» فعل مضارع صیغه ۱۳ فاعل آن أنتَ - «ک» مفعول (اسئلک خبر انّ)
(ای خدا من قطعا از تو می خواهم)

بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ :
«بِرَحْمَتِکَ» ، «ب» حرف جر برای استعانت - رحمت مصدر و مجرور و مضاف، «ک» ضمیر و مضاف الیه

ادامه »

تجزیه ترکیب دعای کمیل
5 نظر »

من زشتم، هیچ کس دوستم ندارد

ارسال شده در 27ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در پاراگراف طلایی

 

گفت: کسی دوستم ندارد!

می‌دانی این چقدر سخت است… 

تو برای دوست‌داشتن بود که
جهان را ساختی…

خدا هیچ نگفت.
گفت: به پاهایم نگاه کن!
چقدر چشم‌ها را آزار می‌دهم
آدمهایت از من می‌ترسند
مرا می کُشَند!
برای اینکه زشتم؛
 زشتی، جُرم من است!!


خدا هیچ نگفت.
گفت: این دنیا فقط مالِ
 قشنگ‌هاست! مال گل‌ها و پروانه‌ها!!


خدا گفت:
چرا، مال تو هم هست…
دوست داشتنِ یک گل یا پروانه 
کار سختی نیست…
اما
دوست داشتنِ
یک سوسک کاری دشوارست؛
و دوست‌داشتن کاری‌ست آموختنی


ببخش کسی که تو را
دوست ندارد، زیرا که هنوز
مؤمن نیست…
چشم‌های مؤمن
جز زیبا نمی‌بیند؛ او
زیبا می‌بیند و دوست می‌دارد
. . . چون می‌داند همه‌چیز از من است . . . 

پ. ن: از زبان سوسک

منبع؛ تلخیص از بالهایت را کجا گذاشتی. عرفان نظرآهاری

برشی از یک کتاب دوستی زشتی زیبایی عرفان نظر آهاری متن زیبا ویژگی مؤمن پاراگراف طلایی کتاب بالهایت را کجا گذاشتی
1 نظر »

خدایا هیچکس مرا نمی بیند

ارسال شده در 23ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در پاراگراف طلایی

بارَش، زیادی سنگین بود و

سربالایی زیادی سخت؛
دانه‌ی گندم
روی شانه‌های نازُکَش
سنگینی می‌کرد، نفس‌نفس می‌زد

اما کسی صدای نفس‌هایش را
نمی‌شنید؛ دانه از
شانه‌های کوچکش
سر خورد و افتاد؛ نسیمی وزید


مورچه به خدا گفت:
من خیلی کوچکم
خیلی ناچیز… نقطه‌ای
که بود و نبودش را کسی نمی‌فهمد…

خدا گفت:
اما نقطه، سرآغاز هر خطی‌ست
مورچه گفت: من اما به
هیچ چشمی نخواهم آمد
برای کسی، نبودنم را غمی نیست…


خدا گفت:
چشم‌های من همیشه بیناست
اگر تو نباشی، چه کسی
دانه کوچک گندم را
بر دوش بکشد…؟
تو هستی و سهمی از
بودن، برای توست؛ در نبودنت
کارِ این کارخانه‌ی جهان ناتمام است


 مورچه خندید و دانه گندم
دوباره از دوشش افتاد…
هیچ کس اما
نمی‌دانست که در گوشه‌ای از
خاک، مورچه‌ای با خدا، گرم گفتگوست . . . 

 

منبع‌: با تلخیص از بالهایت را کجا گذاشتی. عرفان نظرآهاری

برشی از یک کتاب عرفان نظر آهاری مورچه ها پاراگراف طلایی کتاب بالهایت را کجا گذاشتی
2 نظر »

دلبسته ی کفش هایش بود

ارسال شده در 20ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در پاراگراف طلایی

دلبسته‌ی کفش‌هایش بود

کفش‌هایی که یادگار سال‌های
 نوجوانی اش بودند


دلش نمی‌آمد دورشان بیندازد
هنوز همان کفش‌ها رو می‌پوشید
اما کفش‌ها تنگ بودند و
قدم از قدم اگر
برمی‌داشت،
تاولی تازه نصیبش می‌شد


سعی می‌کرد کمتر راه برود، که
رفتن دردناک بود؛ می‌نشست
زانوانش را بغل می‌کرد و
می‌گفت:
خانه کوچک است و
شهر کوچک و دنیا کوچک!!!
 خوشبختی تنها یک دروغ‌ است!


پارسایی از کنار او رد شد
او را که دید لبخندی زد و گفت:
خوشبختی دروغ نیست
تا تو به این
کفش‌های تنگ آویخته‌ای
دنیا کوچک‌ست و زندگی ملال‌آور
 . . . جرأت کن و کفش تازه به پا کن …

 

دلبستگی هایت را کم کن.. راههای جدید را هم ببین

منبع: با تلخیص از در سینه‌ات نهنگی می‌تپد. عرفان نظرآهاری

برشی از یک کتاب در سینه ات نهنگی میتپد عرفان نظرآهاری پاراگراف طلایی کتاب خوب
2 نظر »

زندانی نباشیم

ارسال شده در 17ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در یادی از شهدا

انسان در درون خودش زندانی است، اما این زندانِ نفس را می توان آن همه وسعت بخشید که آسمان و زمین را در بر گیرد. 

 

اسیر در زندان زندانی شهید سید مرتضی اوینی
نظر دهید »

شباهت ِ سوختن ِ گوشی و سوختن در برزخ و قیامت

ارسال شده در 15ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه

گوشی موبایل وقتی به آب می افتد، میسوزد. در حالی که نه تنها آتش نگرفته، بلکه خیس هم شده است. این سوختن به معنای این است که کارکرد و کارآیی اش را از دست داده است.

سوختن در برزخ و قیامت هم دقیقا به همین معناست؛ یعنی انسانی که قرار بود کار خدایی کند، کارآیی و کارآمدی ندارد.
آتش و جهنم، چیزی جز این نیست.

آب رفتن در گوشی برزخ سوختن گوشی قیامت
2 نظر »

گل سرسبد ِ عالم

ارسال شده در 12ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه

30 مورد از ویژگی های گل سرسبد عالم خلقت، پیامبر اکرم ارواحنا فداه:

در کتاب منتهی الآمال محدث قمی صفات رفتاری پیامبر به این شکل اومده:

1- هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت…

2- نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.

3- هر کسی را میدید سلام میکرد و هیچ کسی در سلام کردن از آن بزرگوار سبقت نگرفت…

ادامه »

ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ویژگی های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
نظر دهید »

تجزیه ترکیب حکمت 1 نهج البلاغه

ارسال شده در 11ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث

حکمت شماره 1 نهج البلاغه

کن فِی الفتنهِ کَابنِ اللَّبونِ,لا ظَهرٌ فیُرکَبَ و لا ضَرعٌ فیُحلَبَ


کن:فعل ناقصه و ضمیر انت مستتر اسم کن

فی الفتنه:جار و مجرور متعلق به فعل عام محذوف(حال از ضمیر مستتر انت)

کابن:جار و مجرور

ال:عهد ذهنی

لبون:مضاف الیه

لا:شبیه به لیس

ظهر:اسم لا

خبر لا محذوف بوده و تقدیرش میشه:لا ظهر له

فاء:سببیت(عاطفه)

ادامه »

تجزیه ترکیب حکمت 1 نهج البلاغه حکمت 1 نهج البلاغه
12 نظر »

تجزیه ترکیب حکمت 2 نهج البلاغه

ارسال شده در 11ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث

حکمت شماره 2 نهج البلاغه

ازری بِنَفسِه مِن اِستَشعَرَ الطَّمَعَ و رَضِیَ بِالذُّلِ مَن کَشَفَ عَن ضُرِّه و هانَت علیه نَفسُه مَن امَّر علیها لسانَه

ازری/فعل ماضی

بنفس/جارو مجرور متعلق به فعل فوق

ه/مضاف الیه برای نفس

من/فاعل برای ازری و موصوله

استشعر/صله برای من موصوله و فعل ثلاثی مزید

الطمع/مفعول به

و/عاطفه جمله به جمله

رضی/فعل ماضی

بالذل/جارو مجرور متعلق به فعل فوق

من/فاعل و موصوله

کشف/فعل ماضی و صله

عن ضر/جارو مجرور متعلق به کشف

ه/مضاف الیه

و/عاطفه جمله به جمله

هانت/فعل ماضی صیغه چهار

علیه/جارو مجرور متعلق به فعل فوق

نفس/فاعل و مرفوع

ه/مضاف الیه و محلا مجرور

من/موصوله و بدل از نفس

امر/فعل ماضی و متعدی

علیها/جارو مجرور متعلق به فعل فوق

لسانَ/مفعول به

ه/مضاف الیه

تجزیه ترکیب حکمت 2 نهج البلاغه حکمت 2 نهج البلاغه
3 نظر »

تجزیه ترکیب حکمت 3 نهج البلاغه

ارسال شده در 11ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث

حکمت شماره 3 نهج البلاغه

البخلُ عارٌ و الجبنُ مَنقَصَهٌ و الفقرُ یُخرِسُ الفطنَ عن حجتِهِ و المقلُّ غریبٌ فی بلدتِهِ

البخل:مبتدا و معرفه

عار:خبر و نکره

واو:حرف عطف(جمله به جمله)

الجبن:مبتدا

منقصه:خبر

واو:حرف عطف(جمله به جمله)

الفقر:مبتدا

یخرس:فعل و فاعل هو مستتر و رابط بین مبتدا و خبر

الفطن:مفعول به و منصوب

عن حجت:جار و مجرور متعلق به فعل یخرس

ضمیر ه:مضاف الیه و محلا مجرور

واو:حرف عطف(جمله به جمله)

المقل:مبتدا

غریب:خبر

فی بلدت:جار و مجرور متعلق به غریب

ضمیر ه:مضاف الیه و محلا مجرور

تجزیه و ترکیب حکمت 3 نهج البلاغه حکمت 3 نهج البلاغه
نظر دهید »

ای بلاگردان!!!! الغوث

ارسال شده در 5ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در به قلم خودم

ای بلاگردان!!!
این بلای عظیم برگردان


ای که همه چیز در ید قدرتت، ناچیز!!! میدانم، ناچیزتر از آنم که چیزی بخواهم، ولی یقین دارم تو بزرگ تر از آنی که من می‌دانم.
می دهی بی منت، این منم که سویِ چشمانم، قدرت ِ دیدن ِ عظمت ِ مهربانی ات را ندارد.

ای مهربانم!!! جانم در دستان ِ پر مهر ِ توست.. آن را هزاران هزار هزار هزار،،، اصلا هزار، از پس ِ محبت ِ من بر نمی آید، آن را تا جاودانه ها… به فدایت می کنم‌‌‌؛
ولی نگذار لحظه ای آن رجیم، بر من مسلط شود.
ای تمام ِ امیدم!!! نگذار شیطان بذرِ ناامیدی بیفشاند، از تو میخواهم که او را لعنت کنی اگر بخواهد سمت ِ قلبم دست درازی کند.
نگذار آن لعین، امید را نا امید کند..
امید.. امید به مهربانی ای که کمترینش که من میشناسم از مهرِ مادری تا بی نهایت است
امید.. به عظمتی که من هرگز نمی‌توانم بفهممش
امید به این که مرا با این همه نقصان، با این همه کوتاهی، رها نمیکنی
امید به این که همیشه مرا در آغوش خود نگه میداری؛ حتی اگر من از سر نادانی و جهالت، آغوش امنت را ترک بگویم. 
مولای عزیزم فرموده اند: بزرگترین بلا، ناامیدی است.
نگذار او بر من مسلط و امیدم، نا امید
کند
خدایا!!! دوستت دارم، تنهایم مگذار

به قلم مهاجر 

 

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا امید توکل دلنوشته
نظر دهید »

ای گره گشا!!! گره گشایی کن

ارسال شده در 3ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه


 

وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّةٌ أَوْ نَزَلَتْ بِهِ، مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَ الْکَرْبِ: یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ. ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ. فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیِکَ مُنْزَجِرَةٌ. أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمَّاتِ، لَا یَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ وَ قَدْ نَزَلَ بِی یَا رَبِّ مَا قَدْ تَکَأَّدَنِی ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ. وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَیَّ وَ بِسُلْطَانِکَ وَجَّهْتَهُ إِلَیَّ. فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُیَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ. فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِی یَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ، وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ، وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیمَا شَکَوْتُ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِیمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِیئاً، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِکَ مَخْرَجاً وَحِیّاً. وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یَا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ، فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ، یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.

ترجمه دعای هفتم؛ نیایش آن حضرت در کار‌های مهم‌: ای آنکه گرهِ کار‌های فرو بسته به سر انگشت تو گشوده می‌شود، و ‌ای آن که سختیِ دشواری‌ها با تو آسان می‌گردد، و‌ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست. سختی‌ها به قدرت تو به نرمی گرایند و به لطف تو اسباب کار‌ها فراهم آیند. فرمانِ الاهی به نیروی تو به انجام رسد، و چیزها، به اراده‌ی تو موجود شوند. و خواستِ تو را، بی آن که بگویی، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نیست، بی آن که بگویی، رو بگردانند. تویی آن که در کار‌های مهم بخوانندش، و در ناگواری‌ها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی، و هیچ اندوهی بر طرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.‌ای پروردگار من، اینک بلایی بر سرم فرود آمده که سنگینی‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردی گرفتار آمده‌ام که با آن مدارا نتوانم کرد. این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده‌ای و به سوی من روان کرده‌ای. آنچه تو بر من وارد آورده‌ای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کرده‌ای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند. پس بر محمد و خاندانش درود فرست.‌ای پروردگار من، به احسانِ خویش دَرِ آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختیِ اندوهم را درهم شکن، و در آنچه زبان شکایت بدان گشوده‌ام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته‌ام، شیرینیِ استجابت بچشان، و از پیشِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه؛ و مرا به سبب گرفتاری، از انجام دادنِ واجبات و پیروی آیین خود بازمدار.‌ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی‌طاقتم، و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو می‌توانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایسته‌ی آن نباشم،‌ای صاحب عرش بزرگ.

#دعای هفتم صحیفه سجادیه صوت دعای هفتم صحیفه سجادیه گره گشا
نظر دهید »

تعقیبات مشترکه

ارسال شده در 3ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در مفاتیح الجنان

از «مصباح» شیخ طوسی و غیر آن نقل شده: هرگاه نماز را سلام دادی دست‌ها را تا برابر گوش بالا بـبر و «سه مرتبه» تکبیر [اللّهُ أَکْبَرُ] گفته و سپس بگو:


لَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ إِلٰهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَ لَا نَعْبُدُ إِلّا إِيَّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ رَبُّنَا وَ رَبُّ آبائِنَا الْأَوَّلِينَ، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَأَعَزَّ جُنْدَهُ، وَهَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِى وَيُمِيتُ، وَيُمِيتُ وَيُحْيِى، وَهُوَ حَيٌّ لَايَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.معبودی جز خدا نیست، معبودی یگانه و ما تسلیم او هستیم، معبودی غیر از خدا نیست و جز او را نمی‌پرستیم، درحالی‌که طاعت خود را برای او خالص می‌نماییم هرچند برای مشرکان ناخوشایند باشد. معبودی جز خدا پروردگار ما و پروردگار پدران نخستین ما نیست، معبودی غیر از خدا نیست، یگانه و یگانه و یگانه است، به وعده‌اش وفا کرد، بنده‌اش را یاری داد، سپاهش را قدرت و عزت بخشید و به‌تنهایی لشکریان (کفر و شرک) را درهم شکست؛ پس فرمانروایی و ستایش تنها او را سزاست. زنده می‌کند و می‌میراند و می‌میراند و زنده می‌کند و اوست زنده‌ای که نمی‌میرد، خیر و نیکی تنها به دست اوست و او بر هر چیز تواناست.
 

ادامه »

تعقیبات مشترکه مفاتیح الجنان
نظر دهید »

موقع تصمیم گیری روی حالت ِ تک تیر باشید

ارسال شده در 2ام آبان, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه

کسی که دیر نظر میدهد، نظرش گران قیمت است، و آن که بسیار نظر می دهد، خیلی از نظرهایش بی تأمل است. آن که دیر قضاوت میکند، خوب قضاوت می کند. در جبهه تک تیراندازها بهتر از کسانی که سلاحشان را روی رگبار می گذارند، به هدف می زنند. یکی می زند، اما درست به هدف می خورد. آن دیگری دوتا خشاب خالی می کند، ولی می بینی که کاری نکرده و‌ به هدف نزده است. آن که تک تیرانداز است دقت میکند و یک تیر خرج دشمن می کند و آن را هم درست به مغزش می زند.

در موقع تصمیم گیری، روی حالت «تک تیر» باشید و وقتتان را بیشتر بر «نشانه روی» صرف کنید؛ دستتان زود روی ماشه نرود. وقتی که می خواهید دست روی ماشه ببرید، می گویند نفَستان را حبس کنید. چرا نفَس را حبس می کنید؟ چون با تنفس دست حرکت می کند و تیر خطا می رود.
همین مسئله را در وقت *تکلم* انجام دهید. به جای نفَس، نفْس را حبس کن و بعد قضاوت کن. در تیراندازی نفَس را حبس کنید و *در قضاوت کردن نفْس را.*

منبع: کتاب «تمثیلاتِ اخلاقی، تربیتی»
از آیت اللّه حائری شیرازی(ره)

آیت اللّه حائری شیرازی(ره) تک تیر انداز عجله و شتاب کتاب «تمثیلاتِ اخلاقی، تربیتی»
1 نظر »

نور بخور، نان سیرت نمی‌کند

ارسال شده در 29ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در پاراگراف طلایی

اینهمه گنج آویخته بر درخت،

اینهمه ریشه در خاک را
که می‌خورَد؟
آدم است که می‌خورد

اینهمه گندم،
اینهمه خوشه در باد
اینها را که می‌خورد؟
آدم…

دستهای میکائیل
از رزق پر بود؛ اما چشمهای
آدم همیشه نگران بود
دستهایش خالی و دهانش باز


میکائیل به خدا گفت:
خسته‌ام، خسته‌ام از این آدمها!
خدایا
چقدر نان لازم است
تا آدم سیر شود؟! چقدر!


خدا به میکائیل گفت:
آنچه آدمی را سیر می‌کند،
نان نیست؛
نور است…

تو مأمور آنی که نان بیاوری،
اما نور، تنهـا نـزد مـن است و
تا هنگامی که به‌جای نور، نان
می‌خورد، گرسنه خواهد ماند . . . 

 

منبع :کتاب پیامبری از کنار خانه‌ی ما رد شد. عرفان نظرآهاری

برشی از یک کتاب عرفان نظرآهاری نان نور پاراگراف طلایی کتاب پیامبری از کنار خانه‌ی ما رد شد
1 نظر »

کاش من هم عزیز دُردانه ات بودم

ارسال شده در 26ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در به قلم خودم

یا گوش هایم کر شده یا هیچ صدایی از این جهان ِ پر غوغا نمی آید
انگار همه سکوت کرده اند برای غم نامه ای که قرار است من بگویم و زار بزنم و تو گوش دهی و دلداری دهی.
یا امام عزیزم!!
دنیا دیگر تحمل بودنم را ندارد، اگر نتوانم ضریح و حرمت را ببینم.

هر سال زیارت می آمدم و از نزدیک عرض ارادت و شرمندگی می کردم؛ ولی امسالم پر شده از سلام هایِ از راه دور با دلی شکسته.
چه شد؟؟ تو که عزیز دُردانه ی من بودی و هستی و خواهی بود تا…
ای کاش من هم عزیز دُردانه ات بودم، شاید هم باشم، نمی دانم.
چه شد که محروم شدم از حرمت؟؟

هر سال من بودم و ضریح و زیارت جامعه.
من بودم و کاشی هایی که انگار با زائرانت مسابقه ی ذکرگویی گذاشته بودند.
من بودم و سقاخانه ای که با جان و دل سقائی می‌کرد.
ولی امسال من هستم و خانه ای که در آن کاشی های چشمک زن ندارد.
من هستم و سلام دادنی از دور و چشمانی اشک بار و دلی پر حسرت.

داغی بر دل داشتیم، از بودن ولی ندیدن ِ امامی که سال هاست منتظران منتظرِ اویند.
داغِ دلمان را با بودن در حرمت تسکین می‌دادیم ولی حالا داغ روی داغ است که بر دلمان سنگینی می‌کند.

آقا جانم سلام ِ این حقیر ِ پر گناه را جوابی بده و دل ِ شعله ور از آتش ِ حسرتم را آبی بریز..

هیچ صدایی نمی آید..
و من غریبانه یک غریب را صدا میزنم
و او هم غریبانه جوابِ مرا می دهد
صدا میزنم السلام علیک یا غریب الغربا
و او هم..

گریه ام می‌گیرد از این همه غربت‌، ولی امیدی در دل دارم که کسی قرار است بیاید، کسی می آید و انتقام ِ این همه غربت و ظلم را می گیرد.
او خواهد آمد..

به قلم مهاجر 

انتظار داغ بر دل نشسته دلنوشته شهادت امام رضا علیه السلام ظهور غریب الغربا
1 نظر »

زیارت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم از راه دور

ارسال شده در 24ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در مفاتیح الجنان

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ‏

شهادت مى ‏دهم که خدایى جز خدا که یگانه و بى ‏شریک است موجود نیست

وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّهُ سَیِّدُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ أَنَّهُ سَیِّدُ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ‏

و شهادت مى ‏دهم که محمد (ص) بنده خدا و رسول اوست و محققا او سید خلق اولین و آخرین است و بى‏ شک او سید پیغمبران و رسولان الهى است

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّیِّبِینَ‏

ادامه »

زیارت حضرت محمد ص از راه دور
نظر دهید »

سرکه شرابی است که چله گرفته

ارسال شده در 24ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه

سرکه همان شراب است که چله گرفته

سرکه ملکوت عجیبی دارد!!!
اگر آب انگور چهل روز بماند شراب می شود، اما اگر چهل روز دیگر بماند سرکه می شود.
شراب عقل را کم میکند ولی سرکه عقل را زیاد و شهوت را کم میکند، همچنین سرکه در خانه برکت دارد و شیاطین و اجنه را دفع میکند.
در واقع سرکه شرابی است که چِلّه گرفته.

آب انگور آب انگور جوش آمده سرکه شراب شیاطین و اجنه ملکوت عجیب سرکه چله گرفتن
2 نظر »

خونمو بمالید به موهام، زیاد باهاشون پُز دادم

ارسال شده در 22ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در یادی از شهدا

بهش میگفتنـد حسن ســرطلا…
(موهای طلایی رنگ و چهرهٔ زیبایی داشت)
شب عملیات گفت :
من تیر میخـورم…خونمو بمالید به موهام…
زیاد باهاشون پُــز دادم..

شهیدحسن فاتحی ، بیسیم‌چی گردان غواصان لشکر امام‌ حسین(ع) اصفهان؛ گردان یونس بود. او چهاردهم دی ماه سال 65 در منطقه نهرخین در عملیات کربلای چهار، به فیض شهادت نائل شد.

«حاج مهدی مظاهری»؛ فرمانده  شهیدحسن فاتحی در عملیات کربلای چهار، نحوه شهادت بیسیم‌چی خود را اینگونه روایت می‌کند:

زمانی که با شهید حسن فاتحی آشنا شدم، سن و سال زیادی نداشت. معلوم بود که حسن به محض اینکه اقتضای آمدن به جبهه را کرده بود و ضوابطش اجازه به او داده بود‌- از لحاظ سن شناسنامه‌ای وغیره- آمده بود جبهه! ابتدای حضورش در گردان امیرالمومنین(ع) خدمت می‌کرد ولی به خاطر اهمیت عملیات کربلای چهار، به یونس پیوست.

خواهش بیسیم‌چی غواصان لشکر امام‌ حسین(ع) اصفهان از فرمانده‌اش در عملیات کربلای 4

جوانی بود رعنا و رشید. بسیار خوش چهره و خوش سیما با موهای طلایی و چشم آبی و پوست سفید. اصلا یک شخصیت ویژه‌ و متفاوتی داشت. حسن شب قبل از حرکت مان به من گفت: (به شوخی به من می‌گفت اوستا) «اوستا میشه من یه خواهشی از شما بکنم؟»

 گفت: «من واقعیتش این است که مشکلی دارم. قبل از آمدن به جبهه، زیاد دنبال لباس و تیپ و غیره و جلوی آینه بودم برای ظاهرم. خواهشم این است که اگر من شهید شدم، شما مقداری از خون من را به بدنم بمالید. چون احساس می‌کنم که با این قیافه خودنمایی کرده‌ام، باید کفاره‌ای بدهم!» این حرف خودش است نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد!

حسن گفت: «من از شما می‌خواهم از این خونم به موهایم بمال که من روز قیامت، خوب محشور بشم.»

وسط اون معرکه، تو از من چه می خواهی؟

گفتم: «برادر حالا وسط اون معرکه، تو از من چه می خواهی؟»

گفت: «من بیسیم چی شما هستم؟ هیچ کس آن موقع به نزدیکی من و تو نیست!» به هرصورت  قبول کردم.

عملیات آغاز شد تا به تنگه پرماجرای «ام الرصاص» رسیدیم. از زمین و آسمان گلوله می‌بارید و از چند جهت آتش عراقی ها روی سرمان می‌ریخت اما بچه‌ها با شجاعت و صلابت و اقتدار دفاع می‌کردند. زمان زیادی از شروع عملیات نگذشته بود که متوجه شدم، سیم گوشی بیسیم که دستم بود، به جایی گیر کرده است. برگشتم رو به آقای فاتحی. به او گفتم: «حسن چرا نمیایی؟ گفت: اوستا من تیر خوردم!»

گفتم: «خوب من هم تیر خوردم، بچه‌های دیگر هم تیر خوردند… هنوز که سرپایی بیا جلو!»

 

در آن تاریک و روشن عملیات، حس کردم تنها یک زخم کوچک روی گونه اش افتاده! شاید حدود 30 متری رفتم جلوتر، باز هرچه گوشی بیسیم را کشیدم، دیدم گیر است، برگشتم باز حسن را صدا بزنم که متوجه شدم، دراز به دراز روی آب افتاده است! با چند نفری که دورم بودند، سیم بیسیم را کشیدیم، حسن روی آب سر خورد و جلو آمد.

همان طور که داخل آب افتاده بود، به پشت برش گرداندم و بیسیم را از روی دوشش برداشتم. به آقای راطبی که همراهم بود، گفتم: «این بسیم را در بیار و خودت به دوش بگیر.»

بعد چندنفری تلاش کردیم جسد شهید فاتحی را به خشکی کنار ساحل منتقل کنیم تا آب با خودش نبرد و صبح بالاخره به عقب منتقلش کنیم. عراقی ها آن شب واقعا غوغایی کرده بودند از تیراندازی. در همین گیرودار بود که یاد وصیتش افتادم.

زیپ لباس غواصی رو بازکردم و دست زدم دیدم خونی ندارد! یک مقدار از گل و لجن کف رودخانه را با دست، روی سر و صورتش مالیدم  و زیپ لباس را کشیدم بالا و گفتم: «آقای فاتحی، برادر خونی نداشتی، این گِل را از ما قبول کن.» و هولش دادیم روی ساحل که آب نبردش و صبح ببریم به عقب!

شهید حسن فاتحی
نظر دهید »

اگر 3 چیز نبود

ارسال شده در 22ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در حدیث خونه

امام حسین علیه السّلام فرمودند:
لَوْلا ثَلاثَةٌ ما وَضَعَ ابْنُ آدَمَ رَأْسَهُ لِشَىْ ءٍ: اَلْفَقْرُ وَ الْمَرَضُ وَالْمَوْتُ.

اگر سه چیز نبود انسان در مقابل هیچ چیز سر فرود نمى‌آورد:
1. فقر و تنگدستی 2. بیمارى 3. مرگ.


نزهة الناظر، ص80

 

حدیث از امام حسین علیه السلام حدیث در مورد بیماری حدیث در مورد فقر حدیث در مورد مرگ
نظر دهید »

اعمال 28 صفر

ارسال شده در 21ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, مفاتیح الجنان

روز 28 ماه صفر که برابر با رحلت جانسوز پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) است، به مانند بسیاری از روزهای مقدس در سال، اعمال مستحبی نظیر انجام غسل، روزه، دعا و خواندن دو رکعت نماز دارد که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان جزئیات آن را بیان کرده است. در ادامه این مطلب اعمال 28 صفر گردآوری شده است.

آداب و اعمال ذکر شده در کتب دینی برای روز 28 صفر به شرح زیر میباشد:

ادامه »

اعمال 28 صفر
1 نظر »

اربعین های گذشته یاد باد

ارسال شده در 16ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در به قلم خودم

یاد باد آن روزگاران یاد باد

اربعین و وصل جانان یاد باد
اربعین های گذشته یاد باد
تاول و پاهای خسته یاد باد
اربعین حال و هوایش یاد باد
از نجف تا کربلایش یاد باد
کوله پشتی های سنگین یاد باد
بیرق و سربند رنگین یاد باد
موکب و چای عراقی یاد باد
زائران هم اتاقی یاد باد
یاد سردار شهید ما بخیر
قهرمان ملک سلمان یاد باد
این حرم تا آن حرم یادش بخیر
ناله های زائرانش یاد باد
بار دیگر اربعینی می شویم
عازم کوی حسینی می شویم
باز هم پای پیاده می رویم
جان خود بر کف نهاده می رویم


به قلم استادم خ موحد

2 نظر »

زیارت اربعین

ارسال شده در 13ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در مفاتیح الجنان

زیارت اربعین

بيستم صفر؛ روز اربعين و به قول شیخین (شيخ مفيد و شيخ طوسى) روز رجوع حرم (خانواده) امام حسين عليه السّلام از شام به مدينه، و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين عليه السّلام است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت‏ حسن عسگرى عليه السّلام روايت كرده:نشانه‏‌هاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه‏ و يك ركعت نماز گذاردن،كه مراد هفده‏ ركعت واجب، و سى ‏و چهار ركعت نافله[مستحب] در هر شب و روز است و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست‏ نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده:اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب‏ تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده،كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت‏ اربعين به من گفت:هنگامى‏‌كه قسمت قابل توجهى از روز برآمده،بخوان:
السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ

ادامه »

زیارت اربعین
1 نظر »

اعمال شب و روز اربعین

ارسال شده در 13ام مهر, 1399 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در مفاتیح الجنان

در مجموع کتابهای مفاتیح الجنان، اقبال الاعمال و زادالمعاد آداب و اعمال زیر برای روز اربعین حسینی ذکر شده است:

1. زیارت اربعین

بيستم صفر؛ روز اربعين و به قول شیخین (شيخ مفيد و شيخ طوسى) روز رجوع حرم (خانواده) امام حسين عليه السّلام از شام به مدينه، و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين عليه السّلام است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت‏ حسن عسگرى عليه السّلام روايت كرده: نشانه‏‌هاى مؤمن پنج چيز است:

پنجاه‏ و يك ركعت نماز گذاردن (مراد هفده‏ ركعت واجب، و سى ‏و چهار ركعت نافله[مستحب] در هر شب و روز است) و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست‏ نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده:اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب‏ تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده،كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت‏ اربعين به من گفت:هنگامى‏‌كه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، این زیارت را بخوان.. 

السَّلامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ…. 

2. زیارت وداع اربعین

سيد بن طاووس رحمه اللّه گفته است كه من براى زيارت اربعین وداعى يافته‌ام كه مخصوص است به اين زيارت. بايد كه بايستى پيش روى ضريح و بگويى:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ…

3. «غسل اربعین و توبه»

4. بعد از نماز صبح 100 مرتبه (لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم)

5. 70 مرتبه تسبیحات اربعه

6. بعد از نماز ظهر سوره والعصر و سپس 70 مرتبه استغفار

7. غروب اربعین 40 مرتبه لا اله الا الله

8. بعد از نماز عشاء سوره یاسین هدیه به سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

وسائل الشیعه‌ ج ۱۰، ص ۳۷۳

امام صادق علیه‌السلام به سُدیر فرمود: آیا زیاد به زیارت حسین علیه‌السلام می‌روی؟سدیر گفت: آقاجان راهم دور است، نمی‌توانم.
امام فرمود: در‌منزلت غسل کن، به بام خانه برو، به سوی قبر حسین علیه‌السلام اشاره کن و به او سلام بده، برایت زیارتش نوشته می‌شود.
وسایل الشیعه جلد ۱۴ صفحه ۵۷۸

اعمال شب و روز اربعین زیارت اربعین زیارت وداع اربعین
1 نظر »
  • 1
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 34
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ادبیات عربی
  • به قلم خودم
  • تجزیه ترکیب آیه و حدیث
  • حدیث خونه
  • سؤالات شرعی
  • مفاتیح الجنان
  • پاراگراف طلایی
  • کتابخانه
  • یادی از شهدا

مطالب پربازدید

  • شهید احمد مشلب
  • معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • حکم کسی که آب جو صفر درصد خورده چیست و چه نوع آب جو حلال است؟
  • تجزیه ترکیب سوره حمد
  • حکم نماز آیات برای کسی که زلزله را احساس نکرده است
  • دعا برای شادی روح پدر و مادر
  • جدا کردن ناخن مصنوعی قبل از غسل میت
  • زیارت عاشورا بخوان و از این شهید حاجت بگیر

آخرین نظرات

  • مریم در صلواتی که محال را ممکن می سازد
  • محمد جواد در چهل تکه ی دل
  • Mobina در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در صلواتی که محال را ممکن می سازد
  • سرنوشت در چند توصیه برای آرامش روح اموات
  • یامهدی در صلواتی که محال را ممکن می سازد
  • یا زهرا در شهید احمد مشلب
  • سرنوشت در اعمال 28 صفر
  • سرنوشت در اعمال شب و روز اربعین
  • حمیده در هر کس میتونه برام نماز بخونه. اونور براش جبران میکنم
  • فاطمه تقی پور در تکلیف روزه در زمان ناتوانی در ادای نذر
  • بهجت در تجزیه ترکیب حکمت 2 نهج البلاغه
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • سرنوشت در تربت امام حسین علیه السلام
  • سرنوشت در اعمال شب و روز اول محرم
  • سرنوشت در حدیثی که باید آن را با طلا نوشت
  • سرنوشت در اعمال تاسوعا و عاشورا
  • ریحانه در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26

کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان • تماس