امام علی علیه السلام:
حُسنُ الظَّنِّ یُخَفِّفُ الهَمَّ، و یُنجِی مِن تَقَلُّدِ الإثمِ
خوش بینى، اندوه را مى کاهد و از افتادن در بند گناه مى رهاند
حُسنُ.. مبتدا.. مرفوع
الظَّنِّ.. مضاف الیه مجرور
یُخَفِّفُ.. فعل مضارع از باب تفعیل.فاعل هو مستتر.
امام علی علیه السلام:
حُسنُ الظَّنِّ یُخَفِّفُ الهَمَّ، و یُنجِی مِن تَقَلُّدِ الإثمِ
خوش بینى، اندوه را مى کاهد و از افتادن در بند گناه مى رهاند
حُسنُ.. مبتدا.. مرفوع
الظَّنِّ.. مضاف الیه مجرور
یُخَفِّفُ.. فعل مضارع از باب تفعیل.فاعل هو مستتر.
تعریف
اسم نکره ایست که منصوب بوده و ابهام از ذات یا نسبت ما قبلش را برطرف می کند.
اقسام تمییز
۱-تمییز ذات:تمییزی است که رفع ابهام از ذات شیء می کند.مانند:
(لبستُ قباءاً صوفاً)
در این جمله چون جنس قباء معلوم نیست با آمدن(صوفا)جنس قباء معلوم می شود.یعنی پوشیدم قبائی را که از جنس پشم بود.
بنابراین(صوفا)تمییز ذات است زیرا رفع ابهام ذات نموده است.
تعریف
لفظ فضله ای است که هیئت ذو الحال را در حین انجام فعل بیان می نماید.
اقسام ذو الحال
1.فاعل
رجع موسی الی قومه غضبانَ اسفاً
2.مفعول
و ءاتیناه الحکمَ صبیاً
اسم هاى معرب اگر در سه جايگاه زير قرار گيرند مبنى مى شوند:
1.اسم لاى نفى جنس(مبنى بر فتح)
لا اكراهَ فى الدين
2.مناداى نكره مقصوده(مبنى بر ضم)
يا رجلُ
3.مناداى علم(مبنى بر ضم)
يا علىُّ
تعریف
کلمه ای است که با برداشتن حرف جر بوسیله فعل لازم نصب داده می شود.
مانند:دخلتُ الدارَ
اقسام
●اسم صریح.مانند:دخلتُ الدارَ
به تقدیر:دخلتُ فی الدارِ
●اسم مؤول.مانند:عجبتُ اَن یقومَ زید
به تقدیر:عجبتُ من قیامِ زیدِِ
انواع حذف حرف جر
●قیاسی
بعد از کلمه(اَنَّ).مانند:عجبتُ اَنَّ زیداً قائم
به تقدیر:عجبتُ من اَنَّ زیداً قائم
تعریف
اسمی که دلالت بر زمان یا مکان وقوع فعل میکند و عامل نصب آن فعل یا شبه فعلی است که در آن زمان یا مکان واقع شده است.
نکته.. (ظرف)اسم دیگر همان مفعول فیه می باشد.
اقسام مفعول فیه
مفعول فیه بر دو قسم(زمانی و مکانی)می باشد که هر کدام از آنها به مختص و مبهم دسته بندی می گردد.
مختص:دلالت بر محدوده زمانی و مکانی معیّن دارد.مانند:یوم و مسجد
قال السجاد علیه السلام :إنّی لأکتُمُ مِن عِلمی جَواهِرَهُ / کَی لا یَرَی الحَقَّ ذوجَهلٍ فَیُفتِنُنا
وَ قَد تَقَدَّمَنی فیهِ أبـو حَسَنٍ / إلَی الحُسَینِ وَ أوصَی قَبلَهُ الحَسَنا
وَ رُبَّ جوهَرِ عِلمٍ لو أبوحُ بِـهِ / لَقیـل لی أنـتَ مِمَّن یَعبُـدُ الوَثَـنا
وَ لاستَحَلَّ رِجالٌ صالِحونَ دَمی / یَـرَونَ أقبـَحَ مـا یَـأتونَـهُ حَسَنـا
إن : حرف مشبهة بالفعل
ی : ضمیر متکلم اسم ان در محل نصب
لأکتم من علمی جواهره : جمله ، خبر ان در محل رفع
ل : حرف تاکید
أکتم : فعل و فاعل
مفعول معه
اسم منصوبی است که بعد از(واو)به معنای(مع)-که دلالت بر مصاحبت و همراهی دارد-قرار می گیرد تا همراهی مفعول با معمول دیگر فعل مقدم را بفهماند.
مانند:سرتُ و زیداً
باتفاق زید سفر کردم/به همراه زید سفر کردم
شرایط نصب مفعول له:
۱-این که فضله باشد.
۲-این که ماقبلش جمله دارای فعل یا اسم شبیه به فعل باشد.
۳-این که واو به معنای معیت و همراهی باشد(بر خلاف واو عطف)
در دو جایگاه زیر واجب است واو به معنای مع باشد
۱-امتناع عاطفه بودن واو از جهت معنا.مانند:
مشی التلمیذ و الطریقَ
۲-عدم جواز عطف بر ضمیر مرفوع متصل بدون فاصل.مانند:
جئت و زیداً
در هر دو موضع فوق واجب است واو به معنای مع باشد و اسم ما بعدش مفعول معه قرار گیرد.
مفعول مطلق
مصدر منصوبی است که به یکی از دلایل زیر مورد استفاده قرار می گیرد :
۱_عاملش را تأکید کند.
۲_نوع عاملش را بیان کند.
۳_عدد عاملش را بیان کند.
اقسام مفعول مطلق
1.تأکیدی
مصدرى است که مؤكد عاملش بوده و به صورت مفرد و مجرد از اضافه،وصف و ال می باشد.همچنین بر وزن مرّة و هیأة نمی آید. مانند :نَزَّلناهُ تنزيلاً
مفعول له
مصدر منصوبی است که علت وقوع فعل را بیان می کند.
(انزل الله القرآنَ رحمةً للناس)
شاهد مثال کلمه(رحمه)است. خداوند متعال قرآن را نازل کرد تا برای مردم رحمت باشد.
شرایط مفعول له
۱_آنکه مصدر باشد.
۲_آنکه مفعول له با عاملش از حیث زمان متحد باشد.
تعریف
در کتب نحوی این چنین آمده:
(هو ما وقع علیه فعل الفاعل)
آن چیزی است که فعل فاعل بر آن واقع می شود.
مثال:ضرب زید عمراً
در مثال فوق(فعل زدن)توسط(زید)بر(عمر) صورت گرفته است.
اعراب و عامل مفعول به
مفعول به منصوب بوده و عامل آن فعل یا شبه فعل می باشد.
فعل:ضرب الله مثلاً
شبه فعل:باخع نفسَکَ
منصوبات
۱-فعلیه
۲-اسمیه
فعلیه
فعل مضارع منصوب
اسمیه که شامل موارد زیر می شود:
وجوه اشتراک مبتدای اسمی و وصفی
1.عامل هر دو معنوی است
2.اعراب هر دو رفع است
3.هر دو اسم مبتداء در جمله اسمیه هستند
وجوه افتراق مبتدای اسمی و وصفی
1.مبتدا اسمی نیازمند خبر است بر خلاف مبتدا وصفی که با مرفوع نیز کامل می شود
خبر
اسمی است که مجرد از عوامل لفظی بوده و به مبتدا نسبت داده می شود.مانند:(قائم)در مثال (زید قائم).
اقسام خبر
مفرد که خود دو قسم دارد(مشتق و جامد)
جمله که شامل اسمیه و فعلیه می باشد
شبه جمله که شامل ظرف و جار و مجرور می گردد
خبر مفرد
خبر مفرد بر دو نوع می باشد:
1.مشتق
خبر مشتق یا رفع به اسم ظاهر می دهد که در این صورت به همراه اسم ظاهر ضمیری وجود دارد که به مبتدا باز می گردد.مانند:(زید ناصر ابوه)که ناصر خبر است و رفع به ابوه داده است و ضمیر ابوه به زید بر می گردد.
مبتدا
اسمی که از عوامل لفظی مجرد بوده و خبری به آن نسبت داده شده باشد. مانند :
(الله اکبر)
الله مبتدا بوده و لفظ اکبر به آن نسبت داده شده است.
عامل مبتدا
عامل رفع مبتدا همان ابتدائیت(عامل معنوی)است.
اقسام مبتدا
1.مبتدا اسمی :مبتدائی است که از عوامل لفظی مجرد است و خبری به آن نسبت داده شده است،مانند :
الله غفور رحیم
نائب فاعل
عبارت است از مفعولی که قائم مقام فاعل شده است،و لذا تمام احکامیکه برای فاعل ثابت است،برای نائب فاعل نیز حاصل است_مانند مرفوع و عمده بودن در کلام،عدم جواز حذف و عدم جواز تقدیم بر فعل.
طریقه مجهول نمودن فعل
ماضی:در ثلاثی مجرد،حرف اول را مضموم و حرف یکی ماند به آخر را مکسور میکنیم(ضُرِبَ)و در ثلاثی مزید کلیه حروف متحرک ما قبل آخر را مضموم می کنیم(اُستُخرِجَ).
فاعل
هیچ فعلی بدون فاعل انجام نمی شود ؛بلکه حتی تصور نمی شود. بنابراین انجام هر فعلی نیازمند فاعل است.
تعریف فاعل :اسمی که عامل به آن اسناد داده شده است و تحقق آن عامل به واسطه آن اسم می باشد.
چنانکه در(جاء زیدُ)،زید فاعل است و جاء که عامل در زید است به واسطه زید تحقق دارد،همانطور که معلول به واسطه علت
مرفوعات بر دو قسم است:
۱_فعلیه که فقط شامل فعل مضارع مجرد از ناصب و جازم می شود.
یَقولُ/یذهبون
۲_اسمیه که شامل موارد زیر می گردد :
۱_فاعل
۲_نائب فاعل
۳_مبتدا
۴_خبر
۵_اسم افعال ناقصه
۶_اسم افعال مقاربه
۷_اسم ما و لا شبیه به لیس
۸_خبر حروف مشبه بالفعل
۹_خبر لای نفی جنس
۱۰_تابع اسم مرفوع

شهید مدافع حرم آقا نوید صفری در تاریخ 16 تیر ماه سال 1365 دراستان تهران دیده به جهان گشود.
آقا نوید از نسل سوم از فرزندان حضرت روح الله (ره) بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب راهی سفر عشق سوریه شدند و به مقام شهادت نائل شدند .
آقا نوید متاهل و تازه داماد بودند و خطبه عقد شهید نوید صفری توسط رهبر معظم انقلاب (به صورت تلفنی) خوانده شد.
از صفات بارز اخلاقی شهید احترام بسیار زیاد به پدر و مادر، مودب و با حیا، بسیار دلسوز، اهل فکر و صبور، شوخ طبع، بسیار کار راه انداز و توانمند بودند.
شهید نوید صفری که برای انجام ماموریت سه ماهه به سوریه اعزام شده بودند پس از پایان ماموریت به درخواست خود شهید و با اجازه فرماندهان به دیرالزور البوکمال اعزام شدند
ندا
یکی دیگر از خصوصیات اسم این است که می تواند منادَی واقع شود و با ادات نداء خوانده می شود.
(همانطور که در آینده روشن خواهد شد،منادی در معنا مفعول می باشد و بدیهی است که مفعول باید اسم باشد و فعل نمی تواند مفعول واقع شود)؛مانند《یا اللهُ》
تمام آنچه ذکر کردیم،از خصوصیات اسم است و در فعل وحرف یافت نمی شوند.
نکته قابل توجه این است که داشتن یکی از علامات برای اسم بودن کلمه کافیست و نیاز نیست که کلمه همه ی علامات را دارا باشد.
تصغیر
یکی دیگر از خصوصیات اسم این است که می توان آن را مصغر کرد.به این صورت که اول آن را ضمه داد و به ما قبل آخر آن یاء تصغیر را اضافه کرد ؛مانند :《رَجُل》 که تصغیرش 《رُجَیل》است.
تصغیر برای اغراضی چون تحقیر و تلطیف و تَرَحُّم به کار می رود.
تصغیر از خصوصیات اسم است ؛زیرا اغراضی که ذکر کردیم تماماً لایق ذات ثابت هستند وامور انتزاعی مانند حدث و فعل،واقعیت خارجی《به غیر منشأ انتزاع》ندارند تا تحقیر یا ترحّم و غیره،نسبت به آنها صورت پذیرد. مثال《فَأَغِث يا غِياثِ مُستَغِيثِين،عُبَيدَكَ المُبتَلى》شاهد در عُبَید است که مصغر عَبد است.
نعت
یکی دیگر از خصوصیات اسم نعت یا وصف است.به عبارت دیگر،یکی از ویژگی های اسم این است که می تواند وصف یا موصوف واقع شود.
توصیف یک رابطه ی تقییدی و توضیحی است که بین دو چیز واقع شود و دو رکن دارد :
۱_منعوت یا موصوف ؛کلمه ای که با کلمه یا جمله توصیف می شود ؛مانند 《رجُلٌ》در 《جائَنِى رجُلٌ كريمٌ》
٢_نعت یا صفت ؛کلمه ای که به وسیله آن موصوف توضیح داده می شود یا مقیَّد می گردد.
بدون تردید در بین مفردات،فقط اسم می تواند وصف واقع شود ؛مانند《کریمٌ》در مثال بالا،فعل و حرف نمی تواند وصف واقع شوند.
علت در حرف واضح است ؛زیرا بر معنای مستقلی دلالت نمی کند.
اما فعل هم نمی تواند زیرا از دو صورت خارج نیست :
جمع
یکی دیگر از ویژگی های اسم جمع است ؛حال چه جمع مذکر سالم مانند :《مُسلِمُونَ》،《مُؤمِنِینَ》و《مؤ منون》و چه جمع مؤنث سالم مانند :《مُسلِمات》و《مُؤمنات》و《شَهَواتِ》در سخن امام علی علیه السلام 《مَنِ اشتاقَ إلى الجَنَّةِ سَلا عن الشَهَواتِ ؛هر که مشتاق بهشت باشد شهوت ها را ترک و به فراموشی می سپارد.》و چه جمع مکسر باشد ؛مانند :《الآدابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ ؛آداب پسندیده زیور های تازه و کهنگی ناپذیر است.》
شاهد در《آدابُ》و《حُلَل》که اولی جمع مکسر است《أدب》و دومی جمع 《حُله》است.
نکته قابل ذکر این است که 《جمع》و《تثنیه》از خصوصیات اسم هستندو در حروف و افعال جاری نمی شوند ؛زیرا جمع و تثنیه بر ذات و عین خارجی دلالت می کند.
فعل قابلیت تثنیه و جمع بسته شدن
را ندارد و بلکه این فاعل است که تثنیه و جمع بسته می شود مانند :ضربوا،ضربا،ضرب که 《واو》و《الف》در این دو فعل فاعل است.
تثنیه
یکی دیگر از ویژگی های اسم،امکان تثنیه آن است ؛مانند 《رجُل》در این سخن امام علی علیه السلام《هَلَکَ فیَّ رَجُلانِ مُحِبٌ غَالٍ وَ مُبغِضٌ قالٍ ؛دو گروه در مورد من از صراط مستقیم خارج شده و در ورطه ی هلاکت داخل شده اند :محب افراطی که در مورد من غلو می کند و دشمن که ستیزه کند.》《رجُل》چون تثنیه شده،اسم است.
تنوین
یکی دیگر از ویژگی های اسم الحاق نون تنوین به آخر آن است.
تنوین،نون ساکنه ای است که نوشته نمی شود ؛اما در تلفظ خوانده می شود و بنابر یک دیدگاه دارای پنج قسم است.
پنج قسم تنوین به طور خلاصه عبارتند از :
۱_تنوین تمکُّن صرفی ؛مانند :تنوین《زیدٌ》و《رجلٌ》