یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ

  • خانه
  • 1
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • ...
  • 12
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 34

معانی إمّا

ارسال شده در 21ام اسفند, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

معانی إما :

1. شک

مثال:
قَرَأتُ إمّا کتابَ الصرف و إمّا کتابَ النحو.

(در جایی که می‌داند یکی از این دو کتاب را حتماً خوانده ولی در مصداق شک دارد.)

2. إبهام

مثال:
﴿…حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا…﴾
(۷۵ مریم)

ﺗﺎ ﺯﻣﺎنی ﻛﻪ ﺁن‌ﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ، ﻳﺎ “ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻭ ﺷﻜﻨﺠﻪ [ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ]” ﺭﺍ ﻳﺎ “ﻋﺬﺍﺏ ﻗﻴﺎﻣﺖ” ﺭﺍ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﺯﻭﺩی ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﭼﻪ کسی ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﺶ ﺑﺪﺗﺮ است.
(مبهم است که چه وقت متوجه شوند؛ برخی با عذاب در دنیا به خودشان می‌آیند و برخی با عذاب آخرت…)

تخییر

مثال:
قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا
(۸۶ کهف)

ﮔﻔﺘﻴﻢ: ﺍی ﺫﻭ ﺍﻟﻘﺮﻧﻴﻦ! ﻳﺎ [ﺍﻳﻦ ﻗﻮم ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﻓﺴﺎﺩ ﻭ ﺳﺘﻤﺸﺎﻥ] ﻋﺬﺍﺏ ﻣﻰ‌کنی ﻭ ﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻧﺸﺎﻥ ﺷﻴﻮﻩ‌ای نیک ﺩﺭ ﭘﻴﺶ ﻣﻰﮔﻴﺮی.
(خداوند، حضرت ذوالقرنین را مخیّر بین دو کار کرده هر کدام را خواست، انجام دهد.)

4. إباحه

مثل:
صَلِّ إمّا قصراً و إمّا تماماً.
نماز بخوان؛ چه شکسته و چه کامل. (مباح بودنِ چگونگی نماز خواندن)

تفصیل

مثل:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا
(۳ انسان)

ﻣﺎ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻳﺎ ﺳﭙﺎسگزﺍﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻳﺎ ﻧﺎﺳﭙﺎﺱ.
(آیه دارد تفصیل می‌دهد که افرادی را که هدایت کردیم، یا شکر می‌کنند و در مسیر ادامه می‌دهند و یا کفران و ناسپاسی می‌کنند و از مسیر خارج می‌شوند.)

صرف کاربردی معانی إما
نظر دهید »

کاف خطاب

ارسال شده در 21ام اسفند, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

کاف خطاب حرفی است که در آخرِ به بعضی از اسم‌های اشاره می‌آید تا نشان دهد مخاطبِ اشاره چه افرادی هستند.

مثال:
ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي
آن(=تعبیر خواب) ﺍﺯ چیز هایی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ. (۳۷ یوسف)

در این جا، حضرت یوسف، برای دو زندانی، به تعبیر خواب اشاره می‌کنند.

پس مشارٌ إليه، «تعبیر خواب» است
و مخاطب در این اشاره، دو نفر زندانی است که «کُما» بر آن دلالت می‌کند.

مثال بعدی:
ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ
آن(=جهاد در راه خدا) ﺑﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ.

مشارٌ إلیه: جهاد در راه خدا
مخاطب(کُمْ): مسلمانان

حرف کاف خطاب در «هنا» تغییر نمی‌کند؛ چه مخاطب یک نفر باشد یا چند نفر.

یعنی هناك و هنالك نسبت به این که مخاطب یک نفر باشد یا چند نفر، مذکر باشد یا مؤنث، تغییر نمی‌کند.

به این کاف می‌گویند: «کاف خطاب غیر متصرّفه»


منبع: النّحو الوافي، جلد۱، ص۲۷۴، پاورقی۱
تصاریف، ج۲، ص۲۴۳

النحو الوافی صرف کاربردی کاف خطاب
نظر دهید »

احتمالات در مورد واژه لم یَتَسَنَّه

ارسال شده در 21ام اسفند, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در ادبیات عربی

در آیه‌ی ﴿فَانظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَ شَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ﴾
(بقره ۲۵۹)

سه احتمال درمورد کلمه(لم يَتَسَنَّهْ) مطرح شده است:

1. از ریشه‌ی «س ن و» باشد که پس مجزوم شدن، «هاء سکت» ملحق به آن شده باشد. 

2. از ریشه «س ن ن» باشد که در این‌صورت لام الفعل در باب(تفعُّل) قلب به «ياء» و سپس تبدیل به «الف» شده و به خاطر مجزوم شدن، الف حذف شده است.

و «هاء» نیز برای سکت است.

3. از ریشه(س ن ه) باشد که در این صورت «هاء» لام الفعل می‌باشد.

در هر سه احتمال به معنای «لم يَتَغَيَّرْ» می‌باشد.

منبع: صرف کاربردی در آیات و روایات، ص۸۸ و ۸۹

آیه 259 سوره بقره صرف کاربردی در آیات و روایات واژه لم یتسنه واژه لم یَتَسَنَّه
نظر دهید »

مواردی که فعل مضارع، به وسیله ی أن مقدره منصوب می شود

ارسال شده در 9ام اسفند, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

مواردی که فعل مضارع، به وسیله ی أن مقدره منصوب می شود:

بعد از لام تعلیل
مانند: خُذِ الدَّواءَ لِتَبرَأَ (لِأن تبرأَ) دوا را بگیر تا خوب شوی.

بعد از لام تأکید ( جحود )
مانند: لَم یَکُن الله لِیَغفِرَ لَهُم. (خدا بر آن نيست كه آنان را بيامرزد.)

بعد از حتّی
مانند: صُم حَتّی تَغيبَ الشّمسُ. (روزه بگیر تا غائب شدنِ خورشید.)

ادامه »

أن مقدره لام تأکید لام تعلیل لام جحود
نظر دهید »

اسم معنی و اسم ذات

ارسال شده در 28ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

اسم معنی، اسمی است که نمی‌شود آن را مستقلاً نشان داد.

اسم معنی فقط سه مورد است:
رنگ ها  اعداد  مصادر

 اسم ذات( اسم عین ) اسمی است که بر یک شخص یا یک چیز دلالت می‌کند.
مثل: أسد، حسن، کتاب و…

 اسم مشتق، اسمی است که بر یک کار و انجام دهنده‌ی آن کار دلالت می‌کند.(به اصطلاح: بر “حدث+فاعل” دلالت می‌کند.)
مانند آکِل(شخصی که کار خوردن را انجام می‌دهد.)

اسم زمان، نمی‌تواند خبر برای اسم ذات و اسم مشتق باشد.

ولی می‌تواند خبر برای اسم معنی باشد.

مانند الأسد جُمعة. الأسد يومٌ. العالِم في الساعة العاشرة.
این مثال ها اشتباه است.

مثال درست: القِتالُ في الساعةِ العاشرةِ. (جنگ در ساعت 10 است.)

الإختبارُ یومُ الجُمُعَةِ. (امتحان در روز جمعه است.)


منبع: مغني الأديب، حرف إذا، ص41

اسم ذات اسم زمان اسم عین اسم معنی
نظر دهید »

اسم های جامد دارای معنای وصفی

ارسال شده در 28ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

اسماء جامدی که دارای معنای وصفی هستند و به مشتقّات ملحق می‌شوند:

اسم جامد منسوب؛

مانند: ایرانیّ

اسم جامد مصغّر؛

مانند: رُجَیل

اسم جامدی که به قصد مبالغه بیاید.

 مانند: علیٌ عَدلٌ (عَادِلٌ)

اسم جامدی که هم‌معنای اسم مشتق بوده و دارای معنای وصفی نیز باشد.

مانند: اِبن به معنی 《مَولُود》 و اُمّ به معنی 《وَالِدَة》

ادبیات عرب اسم های جامد ملحق به مشتق اسم های دارای معنای وصفی مبادی العربیه
نظر دهید »

اسم هایی که مذکر و مونث در آن ها یک لفظ مشترک است

ارسال شده در 28ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

چه اسمائی مذکّر و مؤنّثشان، لفظی مشترک است؟

مصدری که به قصد مبالغه باشد؛ مانند (عَدل)

عليٌ عدلٌ / فاطمةُ عدلٌ

 بیشتر اوزان مبالغه؛ (مِفصَال)

عليٌ مِفضالٌ / فاطمةُ مِفضالٌ

 وزن “فَعُول” به معنای فاعل؛ (صَبُور)

عليٌّ صَبورٌ / فاطمةُ صَبورٌ

وزن “فَعِیل” به معنای مفعول؛ (جَرِیح)

عليٌّ جَريحٌ / فاطمةُ جَريحٌ

ادبیات عرب اسم هایی که مذکر و مونث شان یک لفظ مشترک است مبادی العربیه
نظر دهید »

مواضع وجوب آمدن ضمیر به صورت منفصل

ارسال شده در 28ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

مواضعی که واجب است ضمیر بصورت “منفصل” بیاید

زمانی‌که محصورفیه باشد.
 اَمَرَ اَلَّا تَعبُدُوا اِلَّا اِیَّاهُ

زمانی‌که برعاملش مقدم شود.
 اِیَّاكَ نَعبُدُ

 زمانی‌که مبتدا باشد.
 هُوَ الاَوَّلُ وَ الآخِرُ

زمانی‌که عاملش محذوف باشد.
 اِیَّاكَ وَالکِذب

 زمانی‌که عاملش حرف نفی باشد.
 مَا هُنَّ اُمَّهَاتِهِم

زمانی‌که میان ضمیر و عاملش فاصله شود.
 یُخرِجُونَ الرَّسُولَ وَ اِیَّاکُم


منبع… @sarf_v_nahv

ادبیات عرب ضمیر منفصل مواضعی که واجب است ضمیر بصورت "منفصل" بیاید
نظر دهید »

موارد استعمال نون وقایه

ارسال شده در 28ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

موارد استعمال نون وقایه 

واجب… هنگام الحاق به (فعل، اسم فعل، مِن، عَن)

جایز… هنگام الحاق به حروف 《اِنَّ، اَنَّ، کَاَنَّ، لَکِنَّ، لَيْتَ، لَعَلَّ، لَدُنْ، قَدْ و قَطْ》

[البته 《لیتَ》،《لَدُنْ》،《قَدْ》،《قَط》 غالباً با نون وقایه می‌آید
و 《لعلَّ》 غالباً بدون نون وقایه می آید.]

مانند: یا لیتنی کُنْتُ تراباً ۴۰ / نبا

ادبیات عرب موارد استعمال نون وقایه نحو کاربردی نون وقایه
نظر دهید »

شرایط أن تفسیریه

ارسال شده در 11ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

شرایط اَن تفسیریه

1 بین دو جمله واقع شود.

2 در جمله ماقبلِ اَن، معنای قول باشد.

3 در جمله ماقبلِ اَن، ماده “ق‌و‌ل” بکار نرفته باشد؛ مگر اینکه موول به غیر آن باشد.

4 حرف جر بر سرِ اَن در نیامده باشد.

مثال
در آیه《فَاَوحَینَا اِلَی اُمِّ مُوسَی اَن اصنَعِ الفُلکَ

در اینجا اَن “تفسیریه” است / ادات تفسیر اداتی‌اند که مراد از ماقبلشان را به‌وسیله مابعدشان بیان میکنند.
جمله مابعدِ اَن، با نام “جمله تفسیریه” محلی از اعراب ندارد.

منبع.. @sarf_v_nahve

أن تفسیری در قرآن ادبیات عرب شرایط أن تفسیریه نقش جمله تفسیریه
1 نظر »

کلماتی که دائما مفعول مطلق هستند

ارسال شده در 10ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

کلماتی که همیشه منصوب‌اند به‌عنوان مفعول مطلق برای عامل محذوف

حَقّاً / قطعاً / سَمعاً
طاعه / عجباً / شُکراً
هَنِیئاً / یقیناً / بتّه
البتّه / سبحانَ / معاذ
تبّاً / بُعداً / سَقیاً / رَعیاً
حتماً / عُرفاً / جِدّاً / ایضاً

ادبیات عرب مفعول مطلق کلماتی که همیشه مفعول مطلق هستند
3 نظر »

تفاوت کلمه آخَر و آخِر

ارسال شده در 10ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

تفاوت دو کلمه «آخَر» و «آخِر»

1 در وزن:
«آخَر» بر وزن أفعل 
«آخِر» بر وزن فاعل است

2 در تانیث:
مؤنث «آخَر» اُخری 
مؤنث «آخِر» آخرة است

3 درنوع مشتق:
«آخَر»اسم تفضیل 
«آخِر» اسم فاعل است

4 در معنی: 
«آخَر» به معنای دیگر 
«آخِر» به معنای پایان

5 در گرفتن تنوین: 
«آخَر»غیر منصرف
«آخِر» منصرف است

ادبیات عرب تفاوت کلمه آخَر و آخِر صرف کاربردی کلمه آخَر کلمه آخِر
نظر دهید »

اسم ال دار بعد از اسم اشاره

ارسال شده در 9ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, تجزیه ترکیب آیه و حدیث, ادبیات عربی

اسم الف و لام دار بعد از اسم اشاره
اگر جامد باشد عطف بیان است
واگر مشتق باشد صفت است.

مثال
ذلكَ الکتابُ لا ریبَ فِیهِ… بقره/2
در اینجا الکتاب جامد است و عطف بیان می‌باشد.

آیه 2 سوره بقره ادبیات عرب تجزیه ترکیب آیه 2 سوره بقره نقش اسم ال دار بعد از اسم اشاره
نظر دهید »

واژه نَکُ

ارسال شده در 9ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث, ادبیات عربی

قَالُوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلِّینَ

قَالُوا.. فعل و فاعل
لَم نَکُ.. مضارع مجزوم به لم
مِنَ المُصَلِّینَ.. جارو مجرور.. خبر برای کان

نکُ..
فعل ناقصه “کَانَ"، چند ویژگی جداگانه نسبت به بقیه‌ی افعال ناقصه دارد که یکی از آنها این است:
جواز حذف نون کانَ در مضارع مجزوم؛ البته با ۴ شرط

1 مابعد آن ساکن نباشد (برخلاف لَم یَکُنِ الله)

2 از صیَغ خمسه باشد.

3 مابعدش ضمیر متصل نباشد (برخلاف البَخِیلُ لَم اَکُنْهُ)

4 بر او وقف نشود (برخلاف کَاذِباً لَم اَکُن)

آیه 43 سوره مدثر تجزیه ترکیب آیة 43 سوره مدثر نحو کاربردی واژه نَکُ در قرآن
نظر دهید »

کلمه سبحان

ارسال شده در 9ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

در جمله “سُبحانَ رَبِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمدِهِ” کلمه «سبحان» منصوب است

زیرا سبحان مفعول مطلق از فعل محذوف «اُسَبِّحُ» می‌باشد و سماعاً به همراه فعلش آورده نمی‌شود.

ادبیات عرب سبحان ربی العظیم و بحمده مفعول مطلق واژه سبحان
نظر دهید »

اسم هایی که مذکر و مونث در آن ها یکسان است

ارسال شده در 9ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در ادبیات عربی

اسم هایی که مذکّر و مؤنّث در آن ها یکسان است:

۱. مصدر؛
مانند علیٌّ عدلٌ / زينبُ عدلٌ
زیدٌ ثقةٌ / فاطمة ثقةٌ

٢. بیش ترِ اوزان مبالغه؛
مانند مِفعال، فَعّالة، مِفعیل، فُعلَة و …
رجلٌ مفضال / امرأة مفضال
رجلٌ علّامة / إمرأة علّامة

۳. فَعول به معنای فاعل؛
مانند ذلك الرجلُ بَغيٌّ / تلك المرأةُ بَغيٌّ
(بغوي=بغيّ به معنای بد کاره)

۴. فَعیل به معنای مفعول؛
مانند رَجلٌ جريحٌ / إمرأةٌ جريحٌ
(جَریح~مجروح

مثال قرآنی

قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ 《بَغِيًّا》
(حضرت مریم) فرمود : ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﭘﺴﺮﻱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻧﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﺸﺮﻱ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺪﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍم. (۲۰ مریم)

يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ 《بَغِيًّا》
ﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻫﺎﺭﻭﻥ ! ﻧﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﻣﺮﺩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﺪﻛﺎﺭﻩ ﺑﻮﺩ… (۲۸ مریم)

در این دو آیه، برای مؤنّث، از 《بغیّاً》 که مذکّر است استفاده شده..

《بغیّ》در اصل، “بَغوی” بوده و طبق قاعده ی اعلال اسم، واو ساکن تبدیل به یاء شده و بغوی به صورت بغیّ درآمده است.

مثال دیگر
علیٌّ صَبورٌ / فاطمةُ صبورٌ .

آیه 20 سوره مریم آیه 28 سوره مریم اسم هایی که مذکر و مونث در آن ها یکسان است صرف کاربردی نحو کاربردی کلمه بغیّ
نظر دهید »

مبنیات

ارسال شده در 2ام بهمن, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

حروف

همه ی حروف مبنی هستند

از جمله ی حروف..حروف جر..حروف عطف..حروف نصب ..حروف جزم..حروف ندا..حروف ناسخه..حروف مصدری و…

اسماء

۱.ضمائر

انا.نحنُ.انتَ.انتِ.انتما.انتم.انتنَۤ.هوَ.هیَ.هما.همْ.هنَۤ.

تاء در فَهِمْتُ. کاف درقَلَمکَ. هاء درقلمِه. یاء در قلمی. الف در ذَهَبا. واو در ذَهَبوا و…

۲.اسماء شرط

هذا.هذه.هؤُلاء.تلک.

ادامه »

اسماء مبنی افعال مبنی مبادی العربیه مبنیات نحو تطبیقی نحو کاربردی
نظر دهید »

یک روز یک نفر اما..

ارسال شده در 22ام دی, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث, حدیث خونه

گفت: در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن این خانه مسلمان است
مادرم رفت پشت در،اما
گفت: آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه‌ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزا داریم
پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر، اما
بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تانگاهش به ذوالفقار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما…

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

ان..حرف مشبه بالفعل
فاطمهَ.. اسم انّ.. منصوب
فاطمه.. غیر منصرف به دلیل علمیت و تانیث

ادامه »

تجزیه ترکیب حدیث در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها حدیث در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها شعر در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها شعر در مورد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
نظر دهید »

تجزیه ترکیب حدیث هلاکت

ارسال شده در 9ام دی, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, تجزیه ترکیب آیه و حدیث

عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیه السَّلام إِیَّاکَ وَ خَصْلَتَیْنِ فَفیهِما هَلَکَ مَنْ هَلَکَ إِیَّاکَ أَنْ تُفْتِیَ النَّاسَ بِرَأْیِکَ أَوْ تَدِینَ بِمَا لَا تَعْلَمُ.

أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 52

قَالَ :فعل

لِی:جار و مجرور متعلق به قال

أَبُو: فاعل 

عَبْدِاللَّهِ :مرکب اضافی- مضاف الیه و مجرور

ادامه »

ادبیات عرب تجزیه ترکیب حدیث حدیث در مورد اسباب هلاکت علم نحو
نظر دهید »

در کوچه های بن بست، عروسی بس است

ارسال شده در 9ام دی, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در پاراگراف طلایی

باز آمدم چون عید نو، تا قفل و زندان بشکنم
وین چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی آب را، کین خاکیان را می‌خورند.. 

هم آب بر آتش زنم، هم بادهاشان بشکنم.

باغ ها را چراغان کنید، بوی انار، مشامِ پرستوها را دیگر نمی‌گزد. زاغکی، زیر سر و بن خزیده است، پیدایش کنید، به خُمِ رنگ بیندازیدش، طاووس می‌شود.

ادامه »

برشی از یک کتاب جمعه های دلتنگی دلنوشته به امام زمان رضا بابایی ظهور موعود ندبه های دلتنگی پاراگراف طلایی
نظر دهید »

نامه های بلوغ

ارسال شده در 16ام آذر, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در پاراگراف طلایی

من می خواهم در تو نگاهی روشن شود و دل تو آنگونه بروید و بارور شود که بتوانی در برابر این درد و رنج فراگیر که نتیجه ی بی قراری دنیا و انسان است مقاوم باشی دنیا دنیای حرکت و و بهار و پاییز و زمستان و تابستان است دنیا دنیای چهار فصل است و انسان هم انسان نیست که به تکرار و تنوع دل نمی بندد و قرار نمی گیرد و هر روز بت های دیروزش را خودش می شکند
علی صفایی حائری نامه های بلوغ صفحه ۸۵

برشی از یک کتاب بلوغ رشد رنج پاراگراف طلایی کتاب نامه های بلوغ استاد صفایی حائری
نظر دهید »

یا امام العصر یابن الطاهرین الطیبین

ارسال شده در 13ام آذر, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

آیت الله محمد حسین غروى اصفهانى ( کمپانی ) . یا امامَ العصر یابنَ الطاهرینَ الطیبین یا وَلِیَّ المُؤمِنین شور محشر را عیان، با دیده یِ حق بین ببین یا ولیَّ المؤمنین . عترتِ خیرُ الوَری را ، بنگر اندر کربلا دشتِ پر رنج و بلا بَینَ مَقتولٍ وَ مَأسورٍ، بِاَیدِی الظّالِمین یا ولیَّ المؤمنین(1) . حُرمَةُ الرَّحمنِ أَضحَت، فِی انتهاکَ وَ انهِتاک اَحسَنَ اللهُ عَزاک (2) بس که خونِ حق، به ناحق ریخت، در آن سرزمین یا ولیَّ المؤمنین . از حضیضِ خاک شد تا اوج گردون، موجِ خون آسمان شد لاله گون فَاستبانَت جَمرَةً، مِن قَبلِ ما کادَت تَبین یا ولی المؤمنین (3) . اَمسَتِ الغَبراءُ حَمرا، لِدِماءٍ سائِلات مِن نُحورٍ زاکیات (4) شد پر از خون، دامنِ صحرا و ما را آستین یا ولی المؤمنین . از سمومِ کین خزان شد، گلشنِ آل رسول روضه یِ قدس بتول(5) و عَلَی الاَغصانِ لِلوَرقاءِ نَوحٌ وَ اَنین یا ولی المؤمنین(6) . لَهفُ نَفسی، قامتِ السّاعَةُ، وَ انشَقَّ القَمَر حینَ و افاهُ الحَجَر(7) رنگ خون بنشست، بر آئینه یِ غیبِ مُبین یا ولی المؤمنین . سهمِ کین، اندر مقامِ قابِ قوسین کرد جای یا که در عرشِ خدای فَهَوی ِللهِ شُکراً، وَ هوَ مَقطوعُ الوَتین یا ولی المؤمنین(8) . لَستُ اَنساهُ صَریعاً، وَ هوَ مَغشِیٌّ عَلَیه اِذ اَتَی الشِّمرُ اِلَیه (9) بُرد آن مُلحد، سَر از سَردفترِ ایمان و دین یا ولی المؤمنین . سر ز گنجِ معرفت، برداشت آن افعی صفت با کمالِ معرفت لَم یُراقِب فیهِ جَبّارَ السَّما، ذاکَ اللَّعین یا ولی المؤمنین(10) . وَ نَعاهُ بَعدَ ما ناغاهُ دَهراً، جَبرَئیل: قُتِلَ السِّبطُ الأَصیل (11) جانِ جانان کرد جان، قربانیِ جان آفرین یا ولی المؤمنین . بحرِ موّاجِ بقا، سرچشمه یِ آبِ حیات بر لبِ شطِّ فُرات لَم یَذُق حَتّی قَضی، مِن بارِدِ الماءِ المَعین یا ولی المؤمنین(12) .

ادامه »

اشعار مرحوم کمپانی دیوان کمپانی شعر در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مرحوم کمپانی
نظر دهید »

مفرد مذکر غایب، مخاطب من شد

ارسال شده در 6ام آذر, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در به قلم خودم, ادبیات عربی

نحو المحبوب
می خواستم 14 صیغه را پشت سرهم صرف کنم: محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین… به یکباره احساس کردم یکی از صیغه ها بیشتر مورد خطاب من است پس مفرد مذکر غایب مخاطب من شد و من متکلم وحده شدم.
آری! اسم تو اعرف معارف است ولی خیلی ها می خواهند نکره شود. با این وجود معرفه همیشه در ابتدا قرار می گیرد و نیاز به هیچ مسوغ و مجوزی ندارد. همیشه فاعل صریح هستی و فعلت معلوم؛ مجهول در تو راه ندارد.
ای رکن هستی!
تمنی من این است که همیشه مفعول معه تو باشم و همیشه لأجل تو زندگی کنم؛ پس ظرفیت مرا بالا ببر تا فقط متعلق به تو باشم متعلق به مصدر اصلی که ریشه تمام ذوات است می خواهم متعلق به وجود مطلق تو باشم که اگر چه دیده نمی شود ولی همیشه موجود حاضر است. می خواهم مبنی باشم تا حرکت آخرم همه جا ثابت باشد و تحت تأثیر عوامل مختلف تغییر نکنم. خواست من این است که با معیت تو مبنی بر سکون و آرامش باشم. آرزویم این است که همیشه تابع تو بمانم و در همه حرکات از تو تبعیت کنم و با اعمال مورد رضایت تو مؤکد وجودت باشم. دوست داشتم بدل تو باشم ولی رسیدن به جایگاه ابدال تو ممتنع است؛ چراکه آنها در طول زمانها همیشه متوغل در ابهامند و هیچوقت معرفه نمی شوند. آری! بدل نیستم ولی سعی می کنم خودم را به تو معطوف کنم. من هیچوقت از تو اضراب نمی کنم قسم می خورم و قسم خود را با تأکیدهای فراوان همراه می کنم. و بدان همیشه مجرور توام و تو عامل جر من هستی.
ای ضمیر مستتر! کی بارز می شوی؟
ای مستغاث!
کی ندبه های ما را پاسخ می دهی؟ هرچه عالم مشغول عنه تو شده کافی است کی مشغول به تو شویم؟ دیگر از تحذیر خسته شدیم مغری به ما بیا. تمام جهان مملو از تنازع شده ای اسم فاعل عمل کن، همه ما معمولهایت آماده عملیم. زمان حال و استقبال است دیگر زمان گذشته نیست تا عملی صورت نگیرد.
ای صدرنشین عالم!
کی بر قلوب داخل می شوی و ظن را به یقین محوّل می کنی؟
کی می رسد آن روزی که حرف تنبیه ألا یا اهل العالم تو را بشنویم. آنگاه که جهان را منادای خود کنی و جواب ندایت را بدهیم. آن زمان که اسلام را رفع دهی و پرچم حق را بر فراز کعبه نصب کنی و همه به سوی تو مجرور شوند. در آن ظرف زمان قلبهای مؤمنان سکون پیدا می کند. هیچ زائد و شبه زائدی در جهان نخواهد ماند و با نفی جنس ابلیس و توابعش جمله ی شرور محلی از اعراب نخواهد داشت. ظلم حذفش واجب می شود و حق سد مسد آن می گردد. در آن هنگام تو تمام ابهامات را تمییز می دهی همه چیز صریح می شود و نیازی به کنایه ها و استعاره ها و مجازها نخواهیم داشت. در آن موقع تمام عالم حال ثابته خواهد داشت و عامل حال فقط تو هستی و رابطهای آن 313 معدود خواهند بود که همیشه درحال نصب هستند. آن وقت فقط تفضیل دیده می شود و عالم متعجب از این تغییر می گردد.
به امید روزی که فاطمیه اسم مکان شود و مهدیه اسم زمان!
و به امید روزی که جهان نحو تو حرکت کند..

پ.ن…به قلم استاد ادبیات عرب..

ادبیات عربی مفرد مذکر غائب
4 نظر »

تجزیه ترکیب حکمت 132 نهج البلاغه

ارسال شده در 27ام آبان, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در تجزیه ترکیب آیه و حدیث, ادبیات عربی

وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يُنَادِي فِي كُلِّ يَوْمٍ: لِدُوا لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَنَاءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرَابِ.

قالَ.. فعل ماضی
علی… فاعل مرفوع
(علیه السلام)..جمله معترضه محلی از اعراب ندارد(خبر مقدم.. مبتدای موخر)
إِنَّ.. حرف ناسخه
لِلَّهِ.. جار و مجرور خبر مقدم.. متعلق به محذوف
مَلَكاً… اسم انَّ
يُنَادِي.. فعل مضارع باب مفاعله
فِي كُلِّ.. جارو مجرور متعلق به ینادی
يَوْمٍ:.. مضاف الیه
لِدُوا… فعل امرمخاطب.. ریشه ولد..
لِلْمَوْتِ.. لام انتهای غایت.. جارومجرور متعلق لدوا
وَ.. عاطفه.. غیر عامل
اجْمَعُوا.. فعل امر.. ریشه جمع.. عطف بر لدوا
لِلْفَنَاءِ.. جار و مجرور.. متعلق به لدوا
وَ.. عاطفه.. غیر عامل
ابْنُوا.. فعل امر.. بنی.. صیغه 9 امر
لِلْخَرَابِ.. جارو مجرور متعلق به ابنوا

امام(عليه السلام) فرمودند: خداوند فرشته اى دارد كه همه روز بانگ مى زند بزاييد براى مردن، و گردآورى كنيد براى فنا، و بنا كنيد براى ويران شدن!
پيام فرشته الهى:
امام(علیه السلام) در این کلام حکیمانه کوتاه و پربار به سرنوشت انسان ها و مواهب و نعمت هاى آنها اشاره کرده مى فرماید: «خداوند فرشته اى دارد که همه روز بانگ مى زند بزایید براى مردن و گردآورید براى فنا و بنا کنید براى ویران شدن».
لام در «لِلْمَوْتِ» و «لِلْفَناءِ» و «لِلْخَرابِ» لام سببیّه نیست، بلکه لام غایت است; یعنى فرزند بزایید ولى عاقبتش مرگ است و اموال گردآورى کنید سرانجامش فناست و بناهاى پرشکوه برپا سازید عاقبت آن ویرانى است.
شبیه چیزى است که در قرآن مجید در داستان فرعون و همسرش به هنگام گرفتن قنداقه موسى از آب نیل آمده است «(فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوّاً); (هنگامى که مادرش به فرمان خدا او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را (از آب) گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد»(1) یعنى عاقبت کار چنین شد.
در حقیقت امام روى سه چیز از مهم ترین مواهب زندگى دنیا انگشت گذارده و سرانجام همه آنها را روشن ساخت: فرزندان که عزیزترین سرمایه انسان اند و اموال که براى آن زحمت فراوان مى کشد و بناهاى مجلل که گاه قسمت عمده عمر خود را صرف آن مى کند. امام مى فرماید: هیچ یک از اینها بقا و دوامى ندارد و سرانجام گرد و غبار فنا بر روى همه آنها مى نشیند تنها چیزى که براى انسان باقى مى ماند اعمال خیر و نیکى هاست که نزد خدا ذخیره مى شود، قرآن مى گوید: «(مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللهِ بَاق); آنچه نزد شماست از میان مى رود و آنچه نزد خداست باقى مى ماند».(2)
در این که آیا واقعاً فرشته اى فریاد مى زند و ما صداى او را نمى شنویم یا زبان حال جهان آفرینش و طبیعت دنیاست یا صدایى است که از جان و فطرت و عقل ما بر مى خیزد و ملک اشاره به آن است، محلّ گفت وگو است.
کسانى که آن را تفسیر به طبیعت دنیا و مانند آن کرده اند دلیلشان این است که اگر واقعاً ملکى صدا بزند و ما نداى او را نشنویم چه فایده اى مى تواند داشته باشد؟; ولى به این ایراد مى توان پاسخ داد که وقتى نداى آن ملک به وسیله اولیاءالله براى ما نقل شود تأثیرش واضح است مثل این که ما براى کسى نقل کنیم که فرزندت را در فلان شهر دیدیم که فریاد مى زد مرا یارى کنید. در این گونه موارد صداى شخص غائب به وسیله شخص حاضر رسیده است.
بهترین راه براى این که انسان سرنوشت آینده خود را تشخیص دهد آن است که درباره پیشینیان فکر کند آنها کجا رفتند؟ اموالشان چه شد؟ و کاخ هایشان به چه سرنوشتى گرفتار گردید؟ قرآن مجید درباره کافران و منافقان در آیه 69 سوره توبه مى فرماید: «(کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کَانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَأَکْثَرَ أَمْوَالا وَأَوْلاَداً); (شما منافقان،) همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند، (و راه انفاق پیمودند; بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود» (دیدید سرنوشت آنها چه شد؟) سرنوشت خود را بر آنها قیاس کنید.
در حدیثى در کتاب شریف کافى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم فرزند آدم هنگامى که در آخرین روز دنیا و اولین روز آخرت قرار مى گیرد اموال و فرزندان و اعمال او در برابرش مجسم مى شوند رو به اموالش مى کند و مى گوید به خدا سوگند من نسبت به تو حریص و بخیل بودم الان سهم من نزد تو چیست؟ مى گوید: «خُذْ مِنّی کَفَنَکَ; تنها کفن خود را مى توانى از من بگیرى» رو به فرزندانش مى کند و مى گوید شما را دوست مى داشتم و از شما حمایت مى کردم من چه سهمى نزد شما دارم؟ مى گویند: تو را به قبرت مى بریم و پنهان مى کنیم رو به سوى عملش مى کند و مى گوید به خدا سوگند من نسبت به تو بى اعتنا بودم و تو بر من سنگین بودى چه چیز نزد تو دارم؟ عملش مى گوید: من همنشین تو در قبر و روز قیامت هستم تا من و تو به پیشگاه پروردگار عرضه شویم. (سپس امام(علیه السلام) فرمود: اگر آن شخص ولىّ خدا بوده سرنوشت بسیار خوبى دارد و اگر دشمن خدا بوده به عذاب دردناکى مبتلا مى شود).(3)
شاعر معروف عرب ابوالعتائیه از کلام حکیمانه امام بهره گرفته و مى گوید:
لِدُوا لِلْمَوت وَابْنُوا لِلْخَرابِ *** فَکُلُّکُمْ یَصیرُ إلى ذِهابِ
لِمَنْ نَبْنی وَنَحْنُ إلى تُراب *** نَصیرُ کَما خُلِقْنا مِنْ تُراب؟
براى مرگ بزایید و براى ویرانى بنا کنید که همه شما در مسیر رفتن هستید
براى چه کسى بنا مى کنیم در حالى که ما به سوى خاک مى رویم و همان گونه که از خاک آفریده شدیم به خاک باز مى گردیم.(4)
*****
پی نوشت:
(1). قصص، آیه 8.
(2). نحل، آیه 96.
(3). کافى، ج 3، ص 231 و 232 با تلخیص اندک.
(4). سند گفتار حکیمانه: از جمله کسانى که این کلام حکیمانه را پیش از مرحوم سیّد رضى در کتاب هایشان نقل کرده اند مرحوم کلینى در جلد دوم کافى از امام باقر(علیه السلام) با تفاوتى و مرحوم مفید در اختصاص از امام صادق(علیه السلام) هستند و (بعد از مرحوم سیّد رضى) آمدى نیز در غررالحکم آن را از امیرمؤمنان(علیه السلام) با تفاوتى نقل کرده (که نشان مى دهد منبع دیگرى در اختیار داشته است). (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 119)

#حکمت 132 نهج البلاغه تجزیه ترکیب حکمت 132 نهج البلاغه ترجمه حکمت 132 نهج البلاغه شرح حکمت 132 نهج البلاغه
نظر دهید »

اقسام ال

ارسال شده در 18ام آبان, 1400 توسط یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ در کتابخانه, ادبیات عربی

«ال» به سه قسم تقسیم می شود:

الف) «ال» حرف تعریف
ب) «ال» زائده
ج) «ال» اسم موصول

«ال» تعریف
الف ولام تعریف که بر دو نوع است:

1- الف ولام «عهد» که خود بر سه قسم است.

عهد حضوری :این «ال» بر اسمی که مقصود گوینده است وهنگام سخن گفتن حضور دارد وارد میشود.
مثل «اَلیَومَ» در آیه مبارکه «ِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ ….. »

عهد ذهنی: این «ال» بر اسمی وارد میشود که مخاطب پیشینه ذهنی مشخصی از آن در ذهن دارد.
مثل «اَلرویا» در آیه مبارکه «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي‏ أَرَيْناكَ …..»

عهد ذکری:این «ال» بر اسمی وارد میشود که آن اسم قبلأ بصورت نکره ذکر شده و دوباره تکرار شده که با الف ولام می آید
مثل «اَلمِصباحُ» در آیه مبارکه «ٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی زُجاجَة….»

2- الف ولام «جنس» که غالبأ براسم مفرد وارد میشود، اما میتواند بر سر جمع هم در شرایط خاص بیاید.

استغراق :این نوع «ال» همه افراد جنس خود راشامل میشود به گونه ای که میتوان بجای آن از کلمه «کُلّ» استفاده کرد
مثل الف ولام «اَلاِنسانَ» در آیه مبارکه «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ *إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَات‏»

بیان حقیقت یا ماهیت :این نوع «ال» حقیقت و ماهیت جنس را روشن میکند
مثل «اَلماءِ» در آیه مبارکه «وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً»

«ال» زائده
الف و لام حرفی زائده بر دو قسم است

زائده لازمه :همچون «ال» در اول بعضی اسمهای موصول که جز با «الف ولام» استعمال نمیشوند.
مثل «اَلّذی» و «اَلّتی»

زائده غیرلازمه :همچون «ال» در اول بعضی اسمهای علم که نقشی در معرفه کردن آنهاندارد.
مانند «المَدینة» و «البیت » و «العزّی»

«ال» موصول

این «الف و لام» به معنای «الّذی »و «اَلّذین» بکار میرود و براسمهای فاعل و مفعول وارد میشود
مانند «ال» در واژه «السابقون» در آیه مبارکه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون‏» که بدین معناست «الذین یسبقون الذین یسبقون»

ادبیات عربی اقسام ال انواع ال مبادی
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • ...
  • 12
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 34
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ادبیات عربی
  • به قلم خودم
  • تجزیه ترکیب آیه و حدیث
  • حدیث خونه
  • سؤالات شرعی
  • مفاتیح الجنان
  • پاراگراف طلایی
  • کتابخانه
  • یادی از شهدا

مطالب پربازدید

  • شهید احمد مشلب
  • معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • حکم کسی که آب جو صفر درصد خورده چیست و چه نوع آب جو حلال است؟
  • تجزیه ترکیب سوره حمد
  • دعا برای شادی روح پدر و مادر
  • جدا کردن ناخن مصنوعی قبل از غسل میت
  • زیارت عاشورا بخوان و از این شهید حاجت بگیر
  • وضو پس از عمل جراحی چشم

آخرین نظرات

  • محمد جواد در چهل تکه ی دل
  • Mobina در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در صلواتی که محال را ممکن می سازد
  • سرنوشت در چند توصیه برای آرامش روح اموات
  • یامهدی در صلواتی که محال را ممکن می سازد
  • یا زهرا در شهید احمد مشلب
  • سرنوشت در اعمال 28 صفر
  • سرنوشت در اعمال شب و روز اربعین
  • حمیده در هر کس میتونه برام نماز بخونه. اونور براش جبران میکنم
  • فاطمه تقی پور در تکلیف روزه در زمان ناتوانی در ادای نذر
  • بهجت در تجزیه ترکیب حکمت 2 نهج البلاغه
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • سرنوشت در تربت امام حسین علیه السلام
  • سرنوشت در اعمال شب و روز اول محرم
  • سرنوشت در حدیثی که باید آن را با طلا نوشت
  • سرنوشت در اعمال تاسوعا و عاشورا
  • ریحانه در معجزه ی شهیدِ عطریِ قطعه ی 26
  • نادان و نادم در هر کس میتونه برام نماز بخونه. اونور براش جبران میکنم

کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان • تماس