و من همیشه میخوردم به دری که بسته بود یا می رسیدم به جمعیتی که راه نمی دادند! حتی به عمد دست دراز می کردند تا نگذارند جلوتر بروم.. می دانستم که نمیرسم.. اما رفتم، تمامِ شب، تمامِ روز کتاب نیمه تاریک ماه هوشنگ گلشیری بیشتر »
آرشیو برای: "تیر 1402, 17"
ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست، آنقدر دقیق است که در سایه اش همه چیز سر موقعش اتفاق می افتد، نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر، برای هر انسانی یک زمان ِ عاشق شدن هست، یک زمانِ مُردن. کتاب ملت عشق الیف شاکاف بیشتر »
.. مردی که شلاقم زد گفت امثال من روی زمین زیادی اند شمس گفت؛ حرف اشتباهی زده، وجود همه، تک به تک، ضروری است و غیر قابل چشم پوشی، چیزی تصادفی یا اضافی وجود ندارد. به هر کدام ما صفاتی جداگانه عطا شده است، اگر خدا می خواست همه عینا مثل باشند، بدون شک همه… بیشتر »
بعضی آدم ها زندگی را با هاله ای با شکوه آغاز میکنند، کمان های اطرافشان برق می زنند و درخشانند، اما با گذشت زمان رنگ هایشان کدر می شود و به سیاهی می زند، تو هم از آن آدم ها هستی، زمانی هاله ات سفید و سحر آمیز و زیبا بوده با تلألؤهای زرد و صورتی، اما… بیشتر »
اصلا فکر کرده ای پروردگار متعال برای چه از بنده هایش قرض می خواهد؟ ایمان آوردن یعنی قرض الحسنه دادن به او، اگر قرض را از صمیم قلب بدهی، او هم چند برابرش را به تو برمی گرداند. کتاب ملت عشق الیف شاکاف بیشتر »
خدایا میدانم زمان زیادی است به درگاهت دعا نکرده ام، راستش مطمئن نیستم هنوز به حرف هایم گوش میکنی یا نه، اما حال و روزم را میبینی، حالتم بحرانی است، به من یا عشقی حقیقی بده تا از این دلزدگی و فشار نجات پیدا کنم یا کاری کن چنان بی احساس بشوم که بی عشق… بیشتر »