کلماتی که غالبا نقش مفعول فیه دارند
کلماتی که غالباً نقش مفعول فیه میگیرند:
أبداً، أصلاً، إزاء (معرب و دائما منصوب)، الآنَ (ظرف زمان و مبنى بر فتح، أمداً، أمس، أنَّى (اسم شرط)، أينَ، أيّانَ، بعدَ، بينَ، بينَما ،بينا ، تُجاه ، تلقا، ثَمَّ (ظرف مكان)، حيثُ ، حيثُما، أولاً ثانیاً، (دائماً ظرف یا مفعول مطلق ، صفت برای مصدر محذوف)
کلماتی که غالباً نقش مفعول مطلق میگیرند:
أيضاً، بُؤساً (بُؤساً لِلخامِلينَ)، بُعداً (بُعداً لِلكاذب) ، حَمداً، حقّاً ، یقینا، بتّة ، البتة، خاصّةً، سبحانَ (سبحانَ الله)، مَعاذ (معاذَ الله)، سَمعاً و طاعةً، صبراً، صراحةً، عجباً، فَضلاً، لَبّيك ، هنیئا، وفاقا اجماعا اتفاقا، قطعا ، حتما ، شکرا ، عفوا، سمعا و طاعة، اصلا ، رأسا ، خصوصا (یا حال)
کلماتی که غالباً نقش حال میگیرند:
بَغتةً، مطلقاً، خلافاً، سِرّاً ، طُرّاً ، كافّةً ، قاطبةً (يعنى: همگی)، عیاناً ، فرادَی، هلّم جرّاً تأویل به حال جارّاً
کلماتی که غالباً منصوب به نزع خافض هستند:
معنىً، لفظاً، لغةً، اصطلاحاً (و هو اصطلاحاً: …)، عرفاً ، عقلاً، شرعاً
(استاد شیرافکن: ظرف مجازی ، نحو کاربردی عالی: مفعول مطلق)
کلماتی که غالباً مفعول به براى عامل محذوف هستند:
أهلاً و سهلاً (یا منصوب به نره خافض)
كلّ در عبارت: “كلّ شيءٍ و لا هذا”
عذيرَک
مفعول له
بناءاً، نظراً
تمییز
لا خلاف ظاهراً
فرم در حال بارگذاری ...