#تولیدی_به_قلم_خودم
#ایرانگردی_نوروز
در مسیر امامزاده محمود (محمید(ع) ) هستیم، می رویم برای شفای روح و جان دست به دامن او شویم، (و شفای مادر) آخر می گویند (جدش تند است).
جانم برایتان بگوید که این مسیر خیلی دیدنی است، الان مترسکی در وسط مزرعه ای می بینم که دارد دست تکان می دهد و اصرار و التماس دارد که سلامش را به امام زاده برسانم، درختی آن جا تک و تنها ایستاده است.
درختانی می بینم در آن پهنای کوه، همگی دور هم جمع شده اند، نمی دانم برای چه دورهمی گرفته اند، شاید برای صله رحم جمع شده اند، شاید قصد کمک به کسی را دارند، شاید می خواهند کسی را با خبر خوشی غافلگیر کنند، نمی دانم هر چه هست سر در گوش هم، دارند پچ پچ می کنند، اصلا شاید دارند برای اقامه نماز جماعت آماده می شوند.
آن طرف تر کپری می بینم از آدم خالی، روی قله کوهی، خانه ویلایی نارنجی رنگی می بینم، نمی دانم شاید کسی آنجا زندگی می کند.
دلم برای کسی تنگ می شود، در مسیر همه جور آدم می بینم در خیابان، پارک ها، بازار ها؛ اما هیچ نشانی از یار نیست. همه سرگرم خرید و فروش هستند، زنی گرم این است که چه پارچه ای به صورتش می آید همان را بخرد، دستفروشی می بینم گرم این است که جوراب هایش را بفروشد، شاید کمی هم در دل دعا می کند و از او(صاحب الزمان) میخواهد کمک کند که جوراب بیشتری تا آخر روز بفروشد، به نزدیکی های امام زاده رسیده ایم. به به از دور تابلویی می بینم که نوشته است( بر قامت دلربای مهدی صلوات) صلوات می فرستم و خوشحال از این که حداقل اسمی از او دیدم..
به مقصد رسیدیم چقدر شلوغ است، در این هیاهو خود را به رو به روی ضریح می رسانم و اشکم جاری می شود و از او التماس دعا برای فرج را دارم.
اگر او بیاید، حال جان و دلمان خوب می شود.(حال مادر هم) زنده می شویم.
زیارت میکنم و سلام می دهم امامزاده را.
نشانی را می دهم ای بسا کسی از شما دلش کشید که به زیارت این امام زاده بیاید.
استان کهگیلویه و بویر احمد، 7کیلومتری قلعه رئیسی،75 کیلومتری دهدشت.
نسبم با هفت،هشت واسطه به امام محمد تقی جواد(ع) می رسد، به زیارتم بیایید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-01-05] [ 01:04:00 ق.ظ ]