پاک و منزه اهل پرواز
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


تیر 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو





  الغوث الغوث   ...

 

به صدای ناله حساس شده ام, حتی اگر از ته‌ ِچاه ِ هزار و دویست و پنج متری هم باشد، احساسش میکنم، انگار کسی از جایی دور، دم ِ گوشم ناله می کند.

و امشب، صدای ناله ها بیشتر شده است، در گوشه گوشه ی جهان صدای ناله می آید. ناله ی الغوث الغوث تمام شب، در گوشم غوغا به پا کرده است.

خدایا خَلّصنا مِن النار

خَلّص مهدی صاحب الزمان(عج) مِن الغیبت

گوشم دارد با این غوغای ناله، به آرامش عجیبی می رسد. به امید رهایی… به امید فرج..

پ.ن۱: این حساسیت را مدیون ناله ی مادر هستم.

پ.ن۲: یا صاحب الزمان مدد برای همه ی مریض ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-03-17] [ 11:33:00 ب.ظ ]





  حس ِ گمشده   ...

بسم الله
برق ِنگاهش حس ِ گمشده ای داشت، بغض، تیغ بُرنده ای شده و به جان گلویم افتاده بود، نه قدرت ِ حرف زدن داشتم و نه می توانستم از این بغض ِ مقدس رها شوم.
تمام وجودم چشم شده بود و به مادر نگاه می کردم.
تمام توانم را جمع کردم و گفتم “مادر بخواب"، کاری کرد که جگرم مثل حسن(ع)، پاره پاره شد.
دستم را گرفت و به زیر پهلویش کشید، گفت جانم را گرفته، چطور بخوابم؟؟
همه جا را گشتیم، به دنبال آن حس گمشده، هنوز پیدایش نکرده ایم؛ اما نه، هنوز جایی هست که آنجا به دنبال ِ گمشده نگشته ایم، داریم نزدیک می شویم به تولد حسن(ع)، فکر کنم در کوچه ی بنی هاشم، آن جا پیش پای ِ او و مادر پهلو شکسته اش بتوانیم پیدایش کنیم..
 سلامتی ِ مادر، آن حس گمشده است و من برای پیدا کردن ِ آن، خاک ِ کف ِ پای ِ آن ها را می بوسم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-03-08] [ 02:23:00 ق.ظ ]





  مادر گلابتون   ...


#تولیدی_به_قلم_خودم
میم مثل معلم ..میم مثل مادر گلابتون

مادری دارم که او را تا به حال ندیده ام، مادر مجازی ام را می گویم، مادر وبلاگم.
گلابتون را می گویم، او مادر من است، اما نه مادر حقیقی ام.
تازه متولد شده ی فضای کوثر بلاگ هستم، یک ماهی می شود که به دنیای کوثربلاگ آمده ام.
روزی در فضای مجازی گشت و گذار می کردم که از طرف او برایم پیغام آمد که دختر تو چرا وبلاگ نداری؟ و من که اصلا با وبلاگ آشنا نبودم سوال پرسیدم و پرسیدم و پرسیدم تا این که او مادر وبلاگم شد.
او خوب مادری می کند، صبورانه دست مرا می گیرد، تاتی تاتی در کوچه پس کوچه های کوثربلاگ می گرداند.
او به من ماهیگیری را یاد می دهد، نه این که ماهی آماده به دستم بدهد، مرا تشویق می کند و به جلو فرا می خواند، آخر مشوق خیلی می تواند موثر باشد، از مطالبم خیلی تعریف می کند، به او می گویم آخر مادر جان ( کی میگه ماست من ترشه)؟؟؟ و او همچنان سر حرف خود می ماند و می گوید اگر مطالبت خوب نبود منتخب نمی شد.
دعا برای مادر گلابتون
یا فاطمه الزهرا(س)!!مادرم عمری است دخیل است به ضریحی که نداری، بیا و لطفی کن، برای حضرت مهدی(عج) پسرت دعا کن که زودتر بیاید تا ضریحی باشکوه برایت بسازد و دست مادرم را به ضریحی که داری برسان و کمی بیشتر نگاهش کن..

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-01-07] [ 11:21:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
 
 
گالری تصاویر