پاک و منزه اهل پرواز
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


خرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  





جستجو





  خواب ِخورشید   ...

دیشب خواب ِ خورشید را دیدم. دیدم که خورشید از آسمان پایین آمده، داشت با من حرف میزد، او با من و من با او. گفتم چرا از آسمان افتاده ای??  گفت از پا افتاده ام، دیگر توان طلوع ندارم. گفتم چه شده?? گفت این شبها، شب های غریبی است. شب هایی که به درازای ِ فاصله ی زمین و آسمان، طولانی می شود و به اندازه ی وسعت هر دو جهان، خیر و برکت دارد. شب هایی که ماه نور افشانی می کند و اصلا پاهایش برای تابندگی کوتاه که نمی آید، هیچ، بلند تر هم می شود. گفتم این طور که می گویی شب های خوبی است، پس چرا از پا می افتی??? گفت آخر در یکی از همین شب ها، مولای ِاهل زمین و آسمان فرقش شکافته میشود و جهانی یتیم می شود. در یکی از همین شب هاست که آسمان، خورشید دیگری برای خود انتخاب میکند، که من در نور افشانی به گرد پایش هم نمیرسم و به رسم ِعشق و احترام ِ مولایم، دیگر طلوع نمیکنم و به زمین آمده ام تا در کنار حسنین(علیه السلام) برایش سوگواری کنم.       

خورشید داشت اشک ریزان با من حرف میزد و من بغض کرده و داشتم گوش می دادم اما وقتی که اسمی از مولای ِ خوبی ها آمد، دلم لرزید و بغضم ترکید. او گریه می کرد و من هم. دست بر سرش کشیدم، دستم از گرمایش نسوخت، چون تمام تنش یخ زده بود از غصه ی مولا. گفت یتیم می شوم، او نه تنها پدر یتیمان ِ کوفه، پدر ِ من هم بود. گفت من هر چه گرما داشتم از وجود با عظمت ِ اوست. دستش را گرفتم بلندش کردم گفتم بیا برویم حسنین دارند به تنهایی برای عزای پدر آماده می شوند. او بلند شد و من دیدم کمرش خمیده، داشتیم میرفتیم که از خواب بیدار شدم، فوری سمت ِ حیاط ِ خانه رفتم، خورشید را ندیدم و با خود گفتم حق داشت دیشب، شب ِ ضربت ِ مولا بوده.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-03-17] [ 01:26:00 ق.ظ ]





  وصال یار   ...


سلام

مهدی جان!!!

دلتنگم….بیا…

حتی روز هم به امید دیدن تو شب می کند.

خورشید از برای دیدن تو این همه صبر می کند.

ماه را در دل شب ها ببین

او هم از برای دیدن تو آه می کشد.

بیا…زمین و زمان از برای دیدنت رنج می کشند..

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-02-23] [ 09:06:00 ق.ظ ]





  ای کاش هیچ کس دلش مثل غار علیصدر نباشد   ...


#تولیدی_به_قلم_خودم

ای کاش هیچ کس دلش مثل غار علیصدر نباشد ..
شاید کسی بپرسد غار علیصدر کجاست؟؟؟ و چرا من دعا می کنم که دلش مثل او نباشد..

بزرگی می گوید: غار علیصدر، خیلی تماشایی است. همه چیزش عالی، دمای آب ثابت،دمای هوا ثابت و آب غار، زلال زلال مثل اشک چشم؛ ولی در آن خبری از حیات نیست هیچ جنبنده ای در آن پیدا نمی شود..شاید بپرسید آخر چرا؟؟چرا با این همه زیبایی هیچ جنبنده ای در آن سرک نمی کشد؟؟؟؟ چون نور خورشید، این منبع حیات در آن راهی ندارد، خوب باید هم این طور شود، برای تنبیه اوست؛ چرا که همه چیزش عالی است ولی نور خورشید را در خود راه نمی دهد، باید هم تنبیه شود و حیاتی نداشته باشد…

ای کاش دل هیچکس مثل او(غار علیصدر) نباشد، دلی که همه چیز دارد ولی نور خدا در آن نیست، چه فایده ای دارد؟ این دل بمیرد بهتر است، شما بگویید وجدانا این طور نیست؟؟؟

ای کاش زندگی هیچ کسی مثل او نباشد….
دلم کمی نور می خواهد، دلم کمی هوس نور کرده است، چه کنم؟؟؟ دل است دیگر، هوس می کند…
دلم کمی نور می خواهد، شاید بر اثر این نور، بدی از آن رخت بر بندد و خوبی در آن سرک بکشد و بگوید: به به، چه جای خوبی….
این خوبی که می گویم، عام است و شامل همه خوبی ها می شود، من جمله: به دوست محبت کردن، دست پیری را گرفتن،…..و از خود گذشتن، از نقل و نبات پرهیز کردن….

می دانی نقل و نبات چیست؟؟؟
شاید ندانی، نقل و نبات پشت کسی حرف زدن است و چه بد نقل و نباتی است در ظاهر لذت بخش؛ ولی ویران کننده، بعضی ها هر چه می خورند سیر نمی شوند و آن قدر با اشتها از آن می خورند که دیگران هم دهانشان آب می افتد و به آن ناخونکی می زنند..

دلم کمی حیات می خواهد، دلم حیاتی دوباره می خواهد،دلم حیات از نوع طیبه می خواهد..
چه خوب حیاتی است این حیات طیبه…..
بزرگی به دنبال به دست آوردن آن رفت، چهل سال..
چهل سال این در و آن در زدن برای حیاتی طیبه، شاید کسی بگوید چهل سال؟؟؟ خیلی زیاد است، اگر آن را به دست نیاورد چه؟؟؟وقتش هدر رفته است؛ ولی نه، این طور نیست، شاید درصد احتمال به دست آوردن آن، ضعیف باشد ولی فلسفی ها خوب می دانند که علاوه بر درصد احتمال، باید درصد محتمل را هم در نظر گرفت، درصد به دست آوردن حیات طیبه، ضعیف است؛ ولی در عوض، محتمل،حیات طیبه ای است که من آن را درک نکرده ام و شاید آن هایی که درک کرده اند هم، توان توصیفش را نداشته باشند، پس اگر چهل سال یا بیشتر هم طول بکشد باز هم ارزشش را دارد.
این طور نیست؟؟؟؟شما بگویید، آیا این طور نیست؟؟؟؟

و من دلم حیات طیبه می خواهد، شما را به خدا بگویید چه کنم؟؟؟؟؟ :’(
به امید حیات طیبه برای کسانی که یک ذره به فکر به دست آوردن آن هستند… 😌

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-01-05] [ 04:00:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
 
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی