پاک و منزه اهل پرواز
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


تیر 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو





  نگهداری سگ های خانگی و زینتی   ...

سوال:

1-آیا نگهداری سگ های خانگی یا زینتی از لحاظ شرعی حرام است؟

2- فروش لباس سگ و متعلقاتش چه حکمی دارد؟(تجهیزات نگهداری سگ خانگی)

پاسخ:

امام خامنه ای: 1- نگهداری سگ غیر از سگ گله و شکاری و نگهبان مذموم است و اگر این کار تشبه به غیر_مسلمانان باشد و باعث ترویج_فرهنگ آنان گردد و یا باعث آزار و اذیت همسایگان گردد، حرام است. 2- به طور کلی اینگونه امور اگر باعث ترویج عمل_باطل محسوب می شود، جایز نیست.

آیت الله مکارم: 1- نگهداری سگ اگر به قصد استفاده مشروع و عقلایی مثل نگهبانی باشد اشکالی ندارد ولی خرید و فروش و نگهداری سگهای زینتی و امثال آن جایز نیست. 2- اگر فایده این وسایل منحصر در سگهای زینتی و خانگی باشد خرید و فروش آن اشکال دارد.

آیت الله سیستانی: 1- خرید و فروش سگ جایز نیست مگر سگ_شکار ولی نگهداری آن اشکال ندارد اگر چه نجس است و نماز خواندن در خانه ای که سگ در آن نگهداری میشود مکروه شمرده شده است. 2- به خودی خود اشکال ندارد.

آیت الله شبیری زنجانی: 1-نگه داشتن سگ گله و پاسبان و صید اشکال ندارد ولی بر اساس روایات متعدد نگهداری سگ در غیر این موارد،کراهت_شدید دارد و از جمله صفات زشت محسوب می شود. 2- فی نفسه مانعی ندارد.

آیت الله وحید: خرید و فروش سگِ غیرِ شکارى که باطل است و بنابر احتیاطِ واجب، حرام است. 1- حرام نیست ولی مکروه است. 2- حرام نیست.

آیت الله فاضل: 1- سگ نجس_العین است تمام بدن حتی ناخن ها و موهای سگ نجس است، نگهداری سگ بدون ضرورت کراهت دارد. البته اگر برای نگهبانی یا برای شکار باشد، با رعایت طهارت و نجاست اشکال ندارد. 2-چنانچه غرض_عقلایی بر آن مترتب باشد اشکالی ندارد.

موضوعات: سؤالات شرعی  لینک ثابت



[شنبه 1397-04-30] [ 08:19:00 ب.ظ ]





  بازی با آلات قمار از طریق کامپیوتر   ...

بازی با آلات قمار (مانند پاسور و غیر آن) از طریق کامپیوتر چه حکمی دارد؟

امام خمینی ره: اگر در سرگرمی مذکور طرف مقابلی وجود ندارد، عنوان و حکم قمار و ابزار قمار منتفی است و با فرض عدم مفسده، عنوان ثانوی نیز ندارد و از این حیث هم بلا اشکال است. و در صورت صدق عرفی قمار، فرقی بین بازی با رقیب حقیقی و مجازی نیست.

مقام معظم رهبری: اگر بازی بین دو نفر باشد، حکم بازی با آلات قمار را دارد و اگر به تنهایی بازی می‌کند، در صورتی که مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد.

آیت الله مکارم: بازی پاسور با کامپیوتر که یک طرف خود شخص و طرف دیگر کامپیوتر است، اشکالی ندارد.

آیت الله سیستانی: بازی وسائل قمار با کامپیوتر و بدون شرط‌بندی، چنانچه در مقابل، طرف دیگری هست که با او بازی می‌کند، حکم بازی با خود آن وسائل را دارد و اگر طرف مقابل، خود دستگاه است، بنابر احتیاط لازم جایز نیست.

آیت الله بهجت: در بازی‌های حرام فرقی بین بازی کردن آن با کامپیوتر یا خود آلت قمار، فی الجمله وجود ندارد.

منابع:

سایت imam-khomeini.ir؛ سایت رهبری leader.ir، بخش اجوبه الإستفتائات، قسمت شطرنج و آلات قمار، س 1125؛ استفتائات، رهبری، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، س 1394، ص 242، س 1125؛ استفتائات، مکارم، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب، س 1393، ج 4، ص 148، س 420؛ توضیح المسائل جامع، سیستانی، ج 1، ص 636، م 2262؛ ایت Sistani.org، بخش سؤال‌ها و جواب‌ها، قسمت قمار؛ استفتائات، بهجت، قم، انتشاراتی دفتر آیت الله بهجت، سال 1386، ج 4، ص 554، م 6444.

موضوعات: سؤالات شرعی  لینک ثابت



 [ 08:16:00 ب.ظ ]





  مراقب قلبت باش   ...

 

اگر ذره ای شوی، به دل ِ سخت ِ سنگ ها بروی و گَرده شوی به دل ِ نرم ِ غنچه ها بروی، باز هم در تیررس ِ نگاه ِ او هستی هر جا باشی او تو را می بیند. هر چه باشی او تو را می خواهد، به احوالات ِ خود بنگر؛ چرا که او تو را برای ِ خود آفریده است. او تو را برای ِ خودش می خواهد او از خودش به تو داده است

مراقب ِ قلبت باش. او به اندازه ی آسمان ها به قلبت، وسعت داده است. مراقبش باش تا مبادا از وسعتش کم شود، مبادا آن را به بهایی ناچیز بفروشی. قلبت را به جایی امن ببر. آن جا زیر ِ درخت ِ انتظار، جایی امن است، در هوای ِ انتظار، قلبت، تپش ِ عشق می گیرد و جاودانه می شود.

مراقب چشمانت باش. او در نگاهت چشمه ای از معصومیت جوشانده است. مراقبش باش تا مبادا چشمه ی جوشان ِ نگاهت، خشکیده شود. در آسمان ِ چشمانت، بندگی ِ خدا را پر ِ پرواز بده، مهر و وفا را، اخلاص و صداقت را..

موضوعات: عکس نوشت  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-04-28] [ 12:18:00 ب.ظ ]





  شک در مدت صیغه موقت   ...

 سوال: در صورت شک در مدت صیغه موقت - ادعای زمان بیشتر توسط مرد و زمان کم از سوی زن - و عدم بخشش مدت باقیمانده از سوی مرد، گفته چی کسی مقدم است؟ پاسخ: 👇 👇 آیت الله مکارم: در فرض سوال بنابر اقل گذاشته می شود و در صورت اختلاف نیز در صورتی که دلیل و مدرکی بر مدت بیشتر نباشد، قول فردی که مدعی مدت کمتر است مسموع هست. [1] آیت الله سیستانی: اگر مورد نزاع باشد باید به حاکم شرع مراجعه شود واگر سؤال از وظیفه شخصى است وزن مى داند که مثلا 5 ماه بوده بر او واجب نیست بلکه جایز نیست بعد از آن خود را در اختیار او قرار دهد. [2] آیت الله شبیری زنجانی: در فرض سؤال قول زوجه مقدم است. [3] __ __ __ __ __ ___ ___ پی نوشت: [1]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم، کد رهگیری: 9703100048. [2]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله سیستانی، کد استفتاء: 741559. [3]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله شبیری زنجانی، شماره سوال: 54001.

موضوعات: سؤالات شرعی  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-04-27] [ 05:39:00 ق.ظ ]





  وضو پس از عمل جراحی چشم   ...

سوال: تکلیف وضوی کسی که عمل جراحی چشم انجام داده است، در دوران پانسمان یا مضر بودن آب، چیست؟

پاسخ:

امام خامنه ای: باید به صورت جبیره وضو بگیرید، یعنی هنگام شستن صورت برای وضو، دست تر روی باند بکشید. [1]

آیت الله مکارم: هرگاه روی آن بسته شده است و باز کردن آن ضرر و مشقت زیادی ندارد و آب هم برای آن مضر نیست، باید آن را باز کند و وضو یا غسل کند. در غیر این صورت، اطراف آن را بشوید و بنابراحتیاط مستحب، روی جبیره را نیز مسح کند و اگر جبیره، نجس است یا نمی شود روی آن دست تر بکشد، پارچه پاکی را بر آن ببندد و دست تر روی آن بکشد. هرگاه جبیره، تمام صورت یا تمام یکی از دستها را گرفته باشد باید بنابراحتیاط واجب هم وضو یا غسل جبیره ای بگیرد و هم تیمم کند. (پس از باز کردن پانسمان) کسی که مبتلا به درد چشم است و آب برای او ضرر دارد اگر بتواند اطراف چشم را بشوید باید وضو بگیرد و الا تیمم کند. [2]

آیت الله سیستانی: در هر دو حال تیمم کافى است. [3]

آیت الله شبیری زنجانی: اگر بیرون چشم زخم دارد و بسته است، باید وضوی جبیره ای بگیرید. اگر داخل چشم عمل شده و وقتی چشم را می بندید، زخمی وجود ندارد، سه حالت دارد:

1. اگر آب ضرر دارد، باید تیمم نمایید؛

2. اگر آب ضرر ندارد در صورتی که مانعی بر پیشانی باشد و قابل رفع نباشد، باید وضو بگیرید و بنابر احتیاط مثل جبیره روی مانع دست بگشید؛

3. اگر مانع فقط ابرو را گرفته است، بنا بر احتیاط تیمم کنید و وضو بگیرید و دست بر مانع بکشید. [4]

آیت الله فاضل: اگر برای مدتی چشم شما بسته باشد باید وضوی جبیره ای بگیرید و تیمم لازم نیست. تا زمانی که آب ضرر دارد هرچند باند را بردارید، وضوی جبیره ای بگیرید یعنی در وقت شستن صورت چیزی روی چشم ها بگذارید که آب به چشم شما نرسد اول دست را خیس کنید، از بالای پیشانی تا بالای چشم به نیت وضو بشویید طوری که آب کمی زیر دستها جاری شود و به چشم هم نرسد و بعد روی پارچه یا باندی که روی چشم می گذارید به نیت وضو دست تر بکشید و سپس از باند به پایین، صورت را به نیت وضو بشویید و به وضو ادامه دهید صحیح است. [5]
==================
پی نوشت:

[1]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای، شماره استفتاء: HZZeGrVkdA.
[2]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم، کد رهگیری: 9610120049.
[3]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله سیستانی، کد استفتاء: 691372.
[4]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله شبیری زنجانی، شماره سوال: 48948.
[5]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله فاضل لنکرانی، کد رهگیری: 9613152.
=============

موضوعات: سؤالات شرعی  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-04-26] [ 09:17:00 ب.ظ ]





  بانو تولدت مبارک   ...

لنگان لنگان میروم…خاری به بلندی ِ مکر و حیله های ِ شیطان در پایم فرو رفته است و من نا امید دارم کوچه ها را گز میکنم، نه توان ِ نشستن دارم، نه توان ِ رفتن؛ ولی باید میرفتم،شیطان شیره ی جانم را مکیده بود و حالا ضربه ی آخر کاری تر بود، باید به دنبال مأمنی می گشتم. چند وقت است که دارم پیاده می آیم؟؟ خوب یادم نیست؛ ولی به یاد دارم از جایی به بعد ریسه کشیده بودند.

هر چه جلو تر می روم، شلوغ تر و نورانی تر می شود. روح و جانم پر آشوب است، نمیدانم جلوتر چه خبر است ولی هر چه جلو تر می روم از اضطرابم کاسته می شود بالاخره به محل ورودی میرسم، همان جا پشت ِ در از نفس می افتم، درب ِ خانه باز است و همه گل به دست وارد می شوند.

انگار کسی مرا نمی بیند، انگار کسی خار های فرو رفته در جان و تنم را نمی بیند، حتی نمی توانم به حال ِ زار ِ خود گریه کنم.  در باز است و همه وارد می شوند ؛ ولی من توان ِ رفتن به داخل ِ خانه را ندارم و دوست دارم دق الباب کنم تا صاحب خانه را ببینم، بعید میدانم در این همه شلوغی او را بیابم، پس دق الباب میکنم تا بسا صاحب خانه برایم فتح الباب کند.

با این همه سنگینی ِ حاصل از گناه؛ ولی امیدوارم که کسی باشد، کسی که مرا شفاعت کند. با این وجود که ترسان و لرزان دق الباب کردم؛ ولی خیلی سریع، بانویی را مقابل ِ خود دیدم، بانویی نورانی و پر از آرامش. مرا دعوت به درون ِ خانه کرد. با سری افکنده در مقابلش، به درون ِ خانه رفتم، چقدر با او احساس ِ آرامش می کنم. چرا همه به او گل می دهند؟؟ چرا کسی مرا نمی بیند؟ چرا من نمی دانم او کیست؟؟

نزدیک تر رفتم و شنیدم کسی به او گفت دخترم تولدت مبارک.. آن طرف تر کسی میگفت بانوی ِ من، خواهر ِ دلتنگم، تولدت مبارک. بانو خوشحال بود، پدر و برادر را در آغوش کشید و گفت چقدر دلتنگتان بودم، خوش آمدید.

و من دیدم که او کریمانه دارد به هر کس چیزی می بخشد، به سمت ِ او رفتم، دست به دامن ِ شفاعتش زدم و از او خواستم شفاعتم کند. گفتم پشیمانم، خدا مرا می بخشد؟؟  او مرا در آغوش ِ گرم ِ عصمتش گرفت و تولد ِ دوباره ام را تبریک گفت.

من هم داشتم تبریک میگفتم که صدایی گفت: ” دختر جان بلند شو، باید برای جشن ِ میلاد حضرت ِ معصومه (س) آماده شویم” بیدار شدم و به مادر نگاه کردم ..خدای من حالا فهمیدم آن بانو کیست.

روز ِ تولد ِ اوست، فرشتگان پایین آمده اند، دارند او را به همدیگر نشان می دهند و می گویند چقدر شبیه ِ زینب (س) است. او هم عاشق ِ برادر، او هم دلتنگ ِ‌ برادر، او هم به دنبال ِ برادر…

تولدت مبارک بانو...

مرا شفاعتی کن..

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-04-24] [ 10:25:00 ق.ظ ]





  بلال!! جامعه بخوان   ...

نیمه های شب است و چشمانم را برای لختی آرامش بر هم میگذارم، همین که چشم بر هم میگذارم.واااای خدای ِ من!!!! این جا چه خبر است؟؟؟این ها را چه شده؟؟؟همه دارند این طرف و آن طرف می روند، سر به زیر دارند سنگ بر سینه میکوبند، کبوتران را می گویم، کبوتران ِ بقیع، سنگ بر سر و سینه میزنند و روضه می خوانند که..

“"جمع ِ غریبان چه جمع است

فقط صادقش مانده، فقط صادقش مانده

بقیع است و گَرد ِغریبی، گَرد ِ غریبی

بقیع است و صادقش مانده، فقط صادقش مانده."”

همه شعری غریبانه سر داده اند، جوان تر ها اشک است که می بارند، پیرتر ها خون است که می بارند و من می گویم: “ای بقیع !!! چه سرّی در دل ِ خاکت داری که این گونه غریبان را در آغوش ِ خود می کشانی؟”

جمع ِ غریبان جمع است صاحب عزا، مادری پهلو شکسته است..حسن در کنار ِ مادر…سجاد در کنار ِ عمو.. محمد در کنار ِ پدر..کبوتران در گوشه و کنار بال و پر میزنند، تو گویی انگار دارند خاک بر سر و روی ِ خود می ریزند و همه منتظر ِ صادق هستند..

و من میگویم بلال کجاییی؟؟؟ بلال بیا..

بیا و به جای ِ اذان، برای ِ مادر.

زیارت بخوان، برای ِ اهل ِ عالم. 

جامعه بخوان؛ چرا که جمع ِ نور اینجاست.

السلام علیک یا اهل ِ بیت ِ پیامبر

السلام علیک یا مادر ِ پهلو شکسته

السلام علیک یا تنها شاهد ِ کوچه و سیلی

السلام علیک یا ابن شهید ِ اشک

السلام علیک یا پدر ِ فجر ِ صادق..

تسلیت میگویم..جگر گوشه ات را آوردند، او را در آغوش بگیر و یک دل ِ سیر ببوس، او را در آغوش بگیر تا از این پس، فقط آسمان ِ بقیع، فجر ِ صادق داشته باشد و مدینه روی ِ فجر ِ صادق را هرگز نبیند.

چه غریبانه غریبی را به جمع ِ غریبان آوردند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-04-18] [ 01:21:00 ب.ظ ]





  علم به وقوع زلزله پس از مدتی   ...

سوال: در صورتی که متوجه زلزله نشویم و پس از مدتی از طریق رسانه ها از وقوع آن با خبر شویم، تکلیف چیست؟
پاسخ: 
امام خامنه ای: اگر در زمانی که عرفا زمان متصل به زلزله است علم به وقوع آن پیدا نکرده اید واجب نیست و تشخیص زمان متصل به عهده مکلف است. [1]
آیت الله مکارم: اگر زلزله جز به وسیله دستگاه ها قابل درک نباشد نماز ندارد، و اگر قابل درک بوده اما او نفهمیده، احتیاط مستحب آن است که تا آخر عمر، هر وقت توانست بخواند. [2]
آیت الله شبیری زنجانی: اگر زلزله عرفاً- ولو برای عده ای- از اهل منطقه محسوس بوده است در هر حال، نماز آیات واجب می شود. [3]
آیت الله وحید: اگر از أخبارِ رسانه ای إطمینان به وقوعِ زلزله پیدا کردید باید نماز بخوانید ولی بدونِ نیّتِ اداء و قضاء. [4]
آیت الله فاضل: اگر از طریق رسانه ها یا افراد دیگری یقین کنید که در شهری که شما ساکن هستید زلزله آمده باید نماز_آیاتش را بخوانید فرقی نمی کند چند ساعت بعد بفهمید هر زمانی که بفهمید نماز آیات را بخوانید و به نیت ادا هم بخوانید. اگر یک ماه بعد هم بفهمید به احتیاط واجب در مثل زلزله نماز آیات را بخوانید. [5]

========================
پی نوشت:
[1]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای، شماره استفتاء: NbjWLaAxI9M.

[2]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم، کد رهگیری: 9611200061.

[3]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله شبیری زنجانی، شماره سوال: 50129.

[4]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله وحید.

[5]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله فاضل لنکرانی، کد رهگیری: 9613609.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-04-17] [ 03:58:00 ق.ظ ]





  از ضامن آهو ها به پاک و منزه اهل ِ پرواز   ...

 هر لحظه منتظر بودم، منتظر یک خبر، منتظر خبری که مرا به زیارت می برد.خیلی بی قرار بودم، بی قرار ِ پابوسی ِ عشق، خیلی دل خوش کرده بودم. خودم را آماده کرده بودم، همه ی لباس هایی که نیاز به دوخت و دوز داشت، دوخته بودم و چون در آینده ای نزدیک اسباب کشی داشتیم همه ی وسایل مربوط به خودم را بسته بندی کرده بودم، نمیخواستم در نبودم زحمتم بر دوش کسی بیفتد.

 هر لحظه از رابط خبر میگرفتم و او میگفت هنوز خبری نشده منتظر بمانو  من شعر می خواندم که.. “اگر نتیجه ی انتظارم پابوسی ات باشد از امروز تا به قیامت در انتظار میمانم.” بالاخره امروز صبح خبر رسید..چه خبری!!! خبر رسید که اسمت درنیامده، 

در حال ِ خواندن ِ خبر بودم که صدایی در ِ گوش ِ دلم آمد که…

از ضامن آهو ها به پاک و منزه اهل پرواز… از ضامن آهوها به پاک و منزه اهل پرواز..

ضامن آهو: پاک و منزه!! هستی؟؟؟ صدای مرا میشنوی؟؟؟

پاک و منزه: بله بله هستم آقا، در خدمتم..حلقه به گوش..

ضامن آهو: هنوز موعد مقرر نرسیده، منتظر بمان.. و من قلبم، مثل ِ نوزاد ِ تازه به دنیا آمده در هر ثانیه هزاران بار میزند، مبهوتم از این ارتباط معنوی، دارم به او فکر میکنم، ضریحش را در خیالم تصور میکنم و با چشمانی پر اشک خیره او را نگاه میکنم.

ضامن آهو: اهل پرواز!! خیره نگاهم میکنی، خیره نگاهت میکنم…

پاک و منزه: السلام علیک یا ضامن آهو

ضامن آهو: و علیکم السلام ای زائر ِ اهل ِ پروازم.. زیارتم قبول…

 

پ.ن ۱: دلوم ایخاس بیام حونت بشینوم..دلوم ایخاس تی پنجره ات بشینوم…دلوم ایخاس زار بزنوم، بگریووم..

پ.ن ۲: راسته که میگن دل شکستگان دعاشون مستجابه..

پ.ن۳: پاک و منزه اهل ِ پرواز، اسم ِ مستعارِ این حقیره، شما جدی نگیرید😥😥

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[شنبه 1397-04-16] [ 06:38:00 ق.ظ ]





  قایم باشک ِ واژگان   ...

 

بازی ِ قایم با شک شروع شده بود. من سوختم، و حالا نوبت واژگان بود که خود را به جایی امن برسانند و پنهان شوند. من سوختم و باید چشم میگذاشتم، چشم گذاشتم بر روی ِ کتابی با جلد ِ سفید و پُر از واژگان و شمارش را شروع کردم. یک، دو، سه، چهار و …نه، ده.

خب حالا باید میگشتم، این طرف، آن طرف، زیر ِ گلدان، زیر ِ بالشت، زیر ِ قالی، تمام ِ کتاب هایم را گشتم، تمام ِ دفتر هایی که پُر کرده بودم از واژگان. هر کجا که فکرش را میکردم سرک کشیدم ولی آن ها را پیدا نکردم.. هنوز هم به دنبال واژگان هستم، یعنی کجا رفته اند؟ چه قایم باشکی شده است!!

گمان میکنم در جاهای خوبی قایم شده باشند که من هنوز آن ها را پیدا نکرده ام، باید آن جا حالشان خوب باشد، آن قدر خوب که یادشان رفته فقط داشتیم با هم بازی می کردیم. خسته از این همه جستجو، گوشه ای نشسته و با خود می گویم، عجیب است واژگانم کجا رفته اند؟

با خود فکر میکنم شاید واژه ی وفا داری در سرزمین نینوا، آن جا، پشت خیمه ی حضرت زینب(س)

واژه ی ایثار و از خودگذشتگی،پشت نهر علقمه

واژه ی خوش طنین ِ فاطمه، پشت ِ دری چوبی و شعله ور 

واژه ی علی در مسجد، پشت ِ محراب

واژه ی آب، خجل از لب تشنگان پشت مَشک ِ خالی و خشک ِ علمدار

واژه ی مهدی و انتظار ، پشت ِ واژه ی دیگری به نام غیبت، قایم شده باشند.

گمان کنم همه ی واژگان، در انتظار ِ واژه ی مهدی ع هستند و او منتظر ِ ۳۱۳ گلواژه ی یار.. او اگر وقت ِ آمدنش بشود، بقیه ی واژگان، به احترامش قیام می کنند و معنا پیدا میکنند. و من آن روز است که چشم باز میکنم و همه جا را پر از واژه می بینم، حتی آن ها که در بازی شرکت نکرده بودند هم می آیند، واژه ی عدالت، سر سبزی، صمیمیت، برادری..

و واژه ی شیطان، با قیام ِ واژگان ِ نور، له می شود.

و آن روز من از عشق و با عشق می نویسم.​

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-04-12] [ 05:22:00 ب.ظ ]





  نا کجا آباد   ...

در ناکجا آبادم..

احساس خفگی میکنم…

در حال زار زدن هستم..

بوی گناه همه جا را فرا گرفته است.

نفس عمیق هم دیگر برایم کارساز نیست.

نفس عمیق هم که میکشم، باز هم نفس کم می آورم.

زمین تنگ شده است، او هم نفس کش ندارد.

از تنفس مصنوعی هم کاری که بر نمی آید، هیچ، وضع را هم بدتر می کند.

بوی ِ تعفن ِ گناه می آید.

عطری باید..

عطری از خوبی ها..

عطری از گل های ِ سرخ ِ محبت..

عطری از تواضع و فروتنی ِ لاله های ِ واژگون..

عطری از گل های سفید و زرد ِ نرگس، گل های ِ انتظار.

به انتظار ِ عشق و پاکی نشستن، بوی پاکی را می پراکند در فضای ِ غبار آلود ِ پر گناه.

این جا غوغا است…

دستی باید..

دستی باید ..تا ما را ببرد، آنجا، پیش ِ خدا، تا ما را آشتی دهد با نزدیک تر از رگ ِ گردن، با او، با خدا..

دستی باید تا دست ِ ما را بگیرد و در دست ِ او بگذارد..

دستی باید تا دستی بر سرمان بکشد و برایمان پدری کند، پدری معنوی..پدری مهدی نام..

در ناکجا آبادم اینجا ویرانه ای بیش نیست..

همه چیزش فانی است، همه چیزش جز خوبی..

و این خوبی است که می ماند.

این جا ویرانه است؛ ولی بعضی آن را کاخی تجملاتی می بینند.

این جا فانی است؛ ولی بعضی آن را جاودانه می دانند و به سختی به آن خو گرفته اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-04-06] [ 11:29:00 ب.ظ ]





  کیفیت سجده در صورت عدم امکان خم کردن سر   ...

سوال: من عمل بینی انجام داده و نباید سرم را خم کنم، هنگام #نماز چگونه باید سجده را به جا بیاورم؟
پاسخ:
امام خامنه ای: اگر می توانید #مهر را روی جای بلندی بگذارید و سجده کنید باید چنین کنید والا باید با #ایماء (یعنی با #اشاره) سجده کنید. [1]

آیت الله مکارم: کسى که نمى تواند #پیشانى را بر #زمین بگذارد باید به اندازهاى که مى تواند خم شود و مهر یا چیز دیگرى که سجده بر آن صحیح است بر محلّ بلندترى قرار دهد که پیشانى به آن برسد و کف دستها و زانوها و انگشتان را بطور معمول بر زمین بگذارد هرگاه نتواند خم شود باید با سر اشاره کند و الّا با #چشم ها اشاره مى نماید، یعنى آن را به قصد سجده مى بندد و به نیّت سر برداشتن باز مى کند و در هر صورت احتیاط واجب آن است که مهر را بلند کند و بر پیشانى بگذارد، اگر هیچ یک از اینها را نتواند احتیاط واجب این است که در قلبش نیّت سجده کند. [2]
آیت الله سیستانی: با اشاره به #رکوع و #سجود نماز بخوانید واشاره سجود را قدرى پایینتر قرار دهید. [3]
آیت الله شبیری زنجانی: اگر بدون تحمل #حرج نتوانید به اندازه صدق رکوع و سجود خم شوید، باید برای رکوع و سجده با سر اشاره کنید و بهتر این است که مقدار اشاره برای سجده کمی بیشتر از رکوع باشد. [4]
آیت الله فاضل: اگر پایین آوردن #سر برای سجده ضرر دارد، به مقداری که می توانید سر را پایین بیاورید چیزی بلند مقابل خود بگذارید و مهر را روی آن بگذارید و سجده کنید. و هر مقدار از #هفت_موضع (کف دو دست و سرانگشت بزرگ پاها و نوک دو زانو) که ممکن باشد به زمین بگذارید و هر مقداری که ممکن نشود اشکال ندارد ولی کف دو دست را حتما در وقت سجده به زمین بگذارید. [5]
——————

پی نوشت: ⬇️⬇️
[1]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای، شماره استفتاء: baa852f721433b4825ea1ae74b815f5f.

[2]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم، کد رهگیری: 9504310124.

[3]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله سیستانی، کد استفتا: 516320.

[4]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله شبیری زنجانی، شماره سوال: 31900.

[5]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله فاضل لنکرانی، کد رهگیری: 9501396.

موضوعات: بدون موضوع, سؤالات شرعی  لینک ثابت



 [ 01:58:00 ب.ظ ]





  کابوس های خودکاری   ...

در طول ِ دوران ِ طلبگی، کابوسی همراه من بوده به نام ِ خرید ِ خودکار که سلاح ِ هر طالب ِ علمی بوده و هست. مقداری از پول تو جیبی ِ بخور نمیر؛ ولی پربرکتی که دو سه ماهی یک بار گیرم می آمد، را باید خرج ِ خرید ِ آن می کردم، چاره ای نبود باید خودکار ِ خوب، با قیمت ِ مناسب پیدا می کردم.

و من در به در می گشتم دنبال ِ سلاح هایی که سرشان به تنشان بیارزد، خودکار هایی که کابوس ِ من شده بودند، همه ی مدل های فلان ِ را امتحان می کردم ولی هر کدام را می خریدم دو روز بعد یا کلا ً همان روز، پشیمان می شدم؛ چون یا جوهرش آن قدر زیاد بود که پخش میشد، یا آن قدر کم بود که باید خیلی انرژی صرف می شد تا کمی جوهر پس بدهد.

القصه این کابوس ادامه داشت تا این که مشرف شدیم خدمت امام رضا(علیه السلام)، بعد از کلی زیارت ِ آقا، یکی از دوستان گفت بیا برویم بازار میخواهم کابوست را پایان دهم.

با هم رفتیم مغازه ی نوشت افزاری، از فروشنده پرسید خودکار کیان دارید؟؟ فروشنده گفت “بله که داریم، مگر میشه کیان نداشته باشیم"؟؟ دوستم گفت “آره تو شهر ما خودکار کیان خیلی کم پیدا میشه، شاید از هر ده تا مغازه، یکی، اون هم نه همیشه، داشته باشه". به فروشنده گفت: “لطفا یه بسته بهم بدید. من گفتم یک بسته؟؟؟؟ یه بسته رو میخوای چیکار؟؟شاید خودکار خوبی نباشه، شاید اینم مثل بقیه تو زرد از آب دربیاد”  گفت “نه این خودکار ساخت ایرانه، خیلی از اون راضی ام قیمتش هم مناسب تره” و کلی از آن تعریف کرد.

وقتی گفت ساخت ِ ایران، با خود گفتم “خُب چه اشکال داره اینو هم امتحان میکنم، بسا خودکار ِ خوبی از آب دراومد". الان یک سالی می شود که از خودکار ِ ایرانی ِ کیان استفاده میکنم، از آن راضی هستم و رها شدم از کابوس های خودکاری..

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-04-03] [ 07:12:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
 
 
دانلود نرم افزارهای قبله نما